راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٦ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
.«٦١» هر كس با درهم و دينار ظرف زرّين و سيمين فراهم كند كفران نعمت كرده و وضع او بدتر از كسى است كه درهم و دينار را گنج كرده و اندوخته است، زيرا او مانند كسى است كه حاكم شهر را در كار جولاهگى و كنّاسى به بيگارى بگيرد و به كارهاى پستى كه جز فرومايگان به آنها اقدام نمىكنند وادارد و اگر او را زندانى كنند از اين آسانتر است، توضيح مطلب آن كه سفال، آهن، قلع و مس توانند در حفظ ماليّات از تباهى جانشين زر و سيم شوند چه مقصود از ظروف نگهدارى مايعات است ليكن سفال و آهن را نمىتوان در راه هدفى كه درهم و دينار در آن به كار مىرود جانشين ساخت، و كسى كه اين مطلب برايش روشن نيست گفتار پيامبر خدا (ص) را گوشزد او مىكنند كه: «هر كس در ظرف طلا و نقره بنوشد، مانند آن است كه آتش دوزخ را در شكم خود سرازير مىكند.»«٦٢»
و نيز هر كس درهم و دينار را با ربا داد و ستد كند نعمت خدا را كفران و ستم كرده است، زيرا آنها براى غير خودشان آفريده شدهاند نه براى خودشان و خود آنها مقصود نيستند و كسى كه عين آنها را مورد تجارت قرار دهد بر خلاف حكمتى رفتار كرده كه در وضع آنها مورد نظر است، و طلب درهم و دينار براى چيزى كه براى آن وضع نشدهاند ظلم است في المثل كسى كه جامه دارد ليكن نقدى ندارد با جامه نمىتواند خوراك يا ستورى بخرد و بسا كه با جامه طعام و ستور نفروشد و فروشنده به نقدى نياز داشته باشد كه بتواند آن را در راه مقصودش به كار برد، زيرا درهم و دينار وسيله براى چيزهاى ديگرى هستند و خود آنها مقصود نيستند و موقعيّت آنها در اموال مانند موقعيّت حروف در كلام است، چنان كه نحويها گفتهاند: حرف آن است كه براى معنايى در غير خود آمده باشد، و نيز مانند موقعيّت آينه نسبت به رنگهاست.
امّا كسى كه داراى وجه نقد است چنانچه جايز باشد كه آنها را با نقد معامله كند اين كار را هدف خويش قرار خواهد داد و در نتيجه نقد در نزد او مقيّد خواهد ماند و به صورت گنج درخواهد آمد چه توقيف حاكم و پيك ستم است همچنان كه زندانى كردن آنها ستم است. بنابر اين فروختن نقد به نقد هيچ معنايى ندارد جز آن كه بخواهند
«٦١» توبه / ٣٥: و آنها را كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره ) مى سازند و در راه خدا انفاق نمى كنند به مجازات دردناك بشارت ده .
«٦٢» صحيح مسلم ، ٦/١٣٤، از حديث امّ سلمه .