راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٠ - حقيقت توحيد كه ريشه توكّل است
انسان فرو كنند پلكهاى چشم بىاختيار روى هم قرار مىگيرد و اگر بخواهد آنها را باز نگه دارد قادر نخواهد بود با اين كه بر هم نهادن اضطرارى پلكها امرى ارادى است، ليكن هنگامى كه صورت سوزن در ادراك او مجسّم مىگردد اراده او به بر هم نهادن پلكها خوددارى كند قادر بر آن نخواهد بود با آن كه اين عملى است كه در قدرت و اراده اوست بدين سبب امور مذكور نيز از حيث اين كه ضرورى و غير اختيارى هستند به «فعل طبيعى» ملحق مىشوند.
امّا سوّمى كه اختيارى است مورد اشتباه است مانند نوشتن و سخن گفتن كه درباره آنها مىگويند: اگر خواست انجام مىدهد و اگر نخواست انجام نمىدهد، و گاهى مىخواهد و زمانى نمىخواهد. همين امر باعث اين گمان شده كه خواستن به دست اوست، در حالى كه اين ناشى از ندانستن معناى اختيار است و ما بايد پرده از روى اين معنا برداريم.
بيان آن اين است كه اراده تابع علمى است كه حكم مىكند به اين كه فلان شىء موافق خواست تو است، و اشياء دو قسم است:
اوّل آن كه مشاهده ظاهر يا باطن آن حكم مىكند كه آن بر وفق مطلوب تو است بى آن كه تحيّر و ترديدى داشته باشى.
دوم آن كه عقل در آن حيران و مردّد است.
چيزى كه عقل در آن ترديد ندارد نظير اين است كه مثلا بخواهند سوزنى در چشمت فرو كنند يا شمشيرى بر بدنت فرود آورند. در اين موارد در علم تو هيچ ترديدى نيست كه دفع آنها براى تو نيكو و موافق است، از اين رو از علم اراده، و از اراده قدرت برانگيخته مىشود و حركت پلكها براى حفظ خود از سوزن، و حركت دست براى رفع شمشير از بدن به وجود مىآيد، و اين امور بدون تأمّل و تفكّر صورت مىگيرد و عامل آن اراده است.
امّا چيزى كه متوقّف بر تميز عقل است و انسان نمىداند موافق مصلحت اوست يا نه و به تأمّل و تفكّر نياز دارد تا روشن شود كه صلاح او در به جا آوردن يا ترك آن است، چنانچه با تأمّل و تفكّر علم حاصل شود كه يكى بهتر از ديگرى است اين قسمت به امورى ملحق مىشود كه در آنها به تأمّل و تفكّر نياز نيست، چه در اين جا نيز اراده برانگيخته مىشود چنان كه در آن جا براى دفع سوزن و شمشير برانگيخته شد و هنگامى