راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٧ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
او مانند بهشت مىشود و بلاى چنين كسى به هنگام مرگ به سبب مفارقت از دنيا بسيار بزرگ خواهد بود. ليكن اگر مصيبتهاى او بسيار باشد از دنيا دلتنگ مىشود و بدان انس و آرامش نمىيابد و آن برايش مانند زندانى است كه رهايى از آن بالاترين لذّت او و خلاصى از آن مانند خلاصى از زندان خواهد بود. از اين رو پيامبر خدا (ص) فرموده است: «دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.»«١٠» هر كس از خداوند روى بگرداند و جز زندگانى دنيا نخواهد و بدان خشنود و بر آن اعتماد داشته باشد كافر است، و آن كه دل از دنيا برداشته و سخت مشتاق بيرون آمدن از آن است مؤمن مىباشد. قسمتى از اين كفر آشكار و پارهاى از آن پنهان است، و به اندازهاى كه محبّت دنيا در دل جاى دارد شرك خفىّ در آن جريان مىيابد. آرى موحّد مطلق كسى است كه جز حقّ يگانه را دوست نداشته باشد.
بنابر اين از اين حيث در بلا نعمتهايى است كه واجب است بدانها شاد بود. امّا تألّم و اندوه امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است و شبيه خوشحالى تو به هنگام احتياج به حجامتگرى است كه تو را رايگان حجامت كند يا به كسى است كه بلا عوض به تو داروى تلخ نافع بخوراند، چه در اين موقع هم درد خواهى داشت و هم شادمان خواهى بود بر درد صبر مىكنى، و بر شادى شكر مىگويى. از اين رو هر بلايى كه در امور دنياست مانند دارويى است كه در حال درد آور و در آينده سودبخش است. بلكه اگر كسى براى تماشا به كاخ پادشاهى وارد شود و مىداند كه ناگزير بايد از آن بيرون رود، ليكن در اين هنگام چشمش به رخسار زيبايى افتد كه همراه او از كاخ بيرون نمىآيد، اين امر براى او بلايى خواهد بود، چه موجب شده كه به منزلى انس و علاقه پيدا كند كه اقامت در آن براى او غير ممكن است. و اگر توقّف در آن برايش ايجاد خطر كند بدين گونه كه شاه به اين امر آگاه شود و او را مورد تنبيه قرار دهد و به او آسيبى رسد كه او را از توقّف در اين كاخ متنفّر كند، اين امر براى او نعمت خواهد بود. دنيا منزلگاهى است كه مردم از طريق رحم به آن وارد و از راه دروازه گور از آن خارج مىشوند. هر چه موجب انس آنها به اين منزلگاه شود بلا و آنچه دل ايشان را از آن بركند و انس آنان را به آن زايل سازد نعمت است. هر كس اين حقيقت را بداند مىتواند بر بلا شكر گويد، و آن كه اين نعمت در بلا را نشناسد نمىتوان تصوّر كرد كه در برابر بلا شكرگزار باشد زيرا
«١٠» سنن ابن ماجه شماره ٤١١٣ و غيره در كتاب (( الزهد. ))