راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣١ - بخش دوم- در زهد
چنان كه يوسف را دور كردند تا آنگاه كه يكى از آنان شفاعت كرد و دست از او بازداشتند. همچنين خداوند آنان را به هنگامى كه عزم كردند يوسف را بيرون برند به زهد توصيف نفرموده جز آنگاه كه به تسليم و فروش او تصميم گرفتند، چه نشانه رغبت نگهداشتن و علامت زهد بيرون كردن است. بنابراين اگر قسمتى از دنيا را از دست خود خارج سازى و قسمتى را نگهدارى تنها نسبت به آنچه از دنيا ترك كردهاى زاهدى و زاهد مطلق نيستى، و اگر مالى ندارى و دنيا به تو مساعدت نكرده زهد در مورد تو قابل تصوّر نيست، زيرا كسى كه بر فعل چيزى قدرت ندارد بر ترك آن نيز قادر نيست. بسا شيطان تو را بفريبد و گمان كنى كه اگر از دنيا چيزى نداشتى نسبت به آن زاهدى، لذا نبايد بىآن كه از عهد محكمى كه با خدا مطمئنّ و قويدل باشى بدان فريفته شوى، زيرا هر گاه خودت را در حال قدرت بر فعل نيازموده باشى نبايد در آن حال به قدرت بر ترك اطمينان كنى. بسا كسان كه به هنگام عدم قدرت بر گناه گمان مىكنند از گناه بيزارند، ليكن هر گاه اسباب آن بدون مانع و ترس از مردم براى آنها فراهم شود به آن آلوده مىشوند.
هر گاه نفس در محرّمات تا اين حدّ مغرور و فريفته مىشود بپرهيز كه به وعدههاى آن در مباحات اعتماد كنى و عهد محكم آن است كه در حال قدرت پياپى آن را بيازمايى. هر گاه نفس به آنچه پيوسته وعده مىدهد وفا كند و مانع و عذر ظاهرى و باطنى وجود نداشته باشد باكى نيست كه اندكى به آن اعتماد كنى. ليكن از دگرگونى آن بر حذر باش، زيرا نفس بسرعت پيمان را مىشكند و به مقتضاى طبع باز مىگردد.
خلاصه آن كه از نفس امانى نيست جز به هنگام ترك و آن نيز تنها به نسبت چيزى است كه ترك كرده است و اين در صورت وجود قدرت است. از اين رو در زمان پيامبر خدا (ص) همه مسلمانان مىگفتند: ما پروردگارمان را دوست داريم و اگر بدانيم محبّت او در چه چيزى است همان را به جا مىآوريم، تا آنگاه كه خداوند آيه: وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا من دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ،«٨» را نازل فرمود. ابن مسعود گفته است: من در ميان خودمان كسى را نمىشناختم كه دنيا را دوست بدارد تا آنگاه كه
«٨» نساء / ٦٦: (ما تكليف مشكلى بر دوش آنها ننهاديم ) اگر (مانند بعضى از امت هاى پيشين ) به آنها دستور مى داديم يكديگر را به قتل برسانند و يا از وطن و خانه خود بيرون روند تنها شمار كمى از آنها عمل مى كردند.