راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٥ - ٣- نعمتهاى خداوند در آفرينش قدرت و ادوات حركت
چه آن طورى است كه هنوز بدان نرسيده است، انسان بالغ نيز معقولات را درك و ماوراى آنها را نمىتواند ادراك كند، زيرا آن طورى است كه هنوز بدان واصل نشده است چه آن مقامى شريف و سرچشمهاى گوارا و پايگاهى بلند است كه در آن جناب حقّ با نور ايمان و يقين ديده مىشود و اين چشمهسار گراميتر و عزيزتر از آن است كه محلّ آشاميدن هر واردى باشد، بلكه به آن جز يكى و پس از او يكى ديگر آگاه نمىشود و جناب حق را پيشگاهى است و در مقدّمه پيشگاه ميدانى وسيع قرار دارد و در اوّل ميدان آستانهاى است كه قرارگاه آن امر ربّانى است. هر كس از اين آستانه نگذرد و نگهبان آن را نبيند محال است به ميدان واصل شود، چه رسد وصول به مشاهدات عالى كه در وراى آن است. از اين رو گفتهاند: كسى كه خود را نشناخته خدا را نشناخته است، و كجا مىتوان آن روح را در خزاين پزشكان يافت و پزشك را چگونه رسد كه آن را ملاحظه كند؟ بلكه معنايى كه پزشكان آن را روح مىنامند در مقايسه با اين امر ربّانى مانند نسبت گوى است به پادشاه كه چوگان او آن را به حركت در آورده باشد. كسى كه روح را از نظر پزشك دريافته و گمان كرده كه امر ربّانى را درك كرده همچون كسى است كه گوى را ديده و گمان برده كه شاه را ديده است و شكّ نيست كه خطاى اين بيننده فاحش است امّا خطاى آن خيلى فاحشتر و بزرگتر است.
و چون عقلى كه به سبب آن تكليف حاصل و با آن مصالح دنيا دانسته مىشود از فهم كنه اين امر عاجز است خداوند متعال به پيامبرش (ص) اجازه نداد كه از آن سخن گويد بلكه به او دستور داد با مردم به اندازه خرد آنها گفتگو كند، و در كتاب خود درباره حقيقت اين امر چيزى ذكر نكرد، ليكن نسبت و فعل آن را ياد كرد و ذات آن را بيان نفرمود. امّا نسبت آن در قول اوست كه فرموده است: من أمر ربّي و درباره فعل او فرموده است: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي في عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.«٥١»
اكنون به مقصود خود باز مىگرديم و مقصود ذكر نعمتهاى خداست و ما برخى از نعمتهاى او را در آلات خوردن ياد كرديم.
«٥١» فجر / ٢٨ تا ٣١: تو اى روح آرميده ، به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .