راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٦٩ - بخش اول- فضيلت توكّل
داوود وحى فرمود: هر بندهاى از بندگانم بى آن كه به آفريدگانم رو آورد به من پناه جويد و اين را از نيّت او بشناسم، سپس هر گاه آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست درباره او مكر كنند من از ميان آنها راهى براى رهايى او قرار مىدهم. و هر بندهاى از بندگانم به يكى از آفريدگانم پناه برد و اين را از نيّت او بشناسم همه اسباب آسمانها و زمين را از دسترس او قطع مىكنم و زمين را از زير پاى او فرو مىبرم و باك ندارم كه در چه وادى هلاك شود.»«٢٠»
و نيز روايت است كه: آن حضرت در يكى از كتابها خواند كه: «خداوند مىفرمايد به عزّت و جلال و بزرگوارى و بلندى پايگاهم سوگند كه آرزوى هر آرزومند به غير خودم را با نوميدى قطع مىكنم، و جامه ذلّت در نزد مردم بر او مىپوشانم، و او را از قرب خود مىرانم و از ديدار خود دور مىگردانم. آيا او در سختيها به ديگرى غير از من اميد مىبندد و غير از مرا آرزو دارد در حالى كه سختيها در دست من است، و با فكر خود در (خانه) ديگرى را مىكوبد و حال آن كه اين درها بسته و كليد همه آنها در دست من است، و درگاهم به روى همه كسانى كه مرا بخوانند باز است. پس كيست كه در حوادث خود آرزويش را به من بسته باشد و من آن را قطع كرده باشم، و كيست كه در مهمّى به من اميد داشته است و من او را نوميد كرده باشم. آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ مىدارم و آنها بدين خشنود نشدند، و آسمانهايم را پر از كسانى كردم كه از تنزيه من خسته نمىشوند، و به آنها دستور دادم كه درها را ميان من و بندگانم نبندند، ليكن بندگانم به قول من اعتماد نكردند، آيا بنده من نمىداند كه اگر حادثهاى براى او روى دهد كسى جز من و يا به اذن من نمىتواند آن را از او برطرف كند، پس چرا او را از خودم غافل مىبينم.
به جود و بخشش خود چيزى را كه از من نخواسته به او مىدهم، سپس وقتى كه آن را از او مىگيرم از من نمىخواهد كه آن را به او بازگردانم و از غير من اين درخواست را مىكند، آيا گمان نمىكند- من كه پيش از درخواست بخشش مىكنم- اگر از من درخواست شود درخواست كنندهام را اجابت نمىكنم، آيا من بخيلم كه بندهام مرا بخيل انگاشته است. آيا جود و بخشش روش من نيست، و يا عفو و رحمت در دست من نيست. آيا من مرجع آرزوها نيستم، و چه كسى غير از من آنها را قطع مىكند، آيا آرزومندان از اين كه از ديگرى آرزو كنند نمىترسند. اگر همه اهل آسمانها و زمين از
«٢٠» كافى ، ٢/٦٣، شماره ١.