راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥١٠ - قسم اوّل- در جلب آنچه نافع است
اعمال متوكّلان
بدان علم، حال و حال، اعمال را به بار مىآورد. برخى گمان مىكنند توكّل ترك كسب به بدن، و ترك تدبير به دل و مانند خرقهاى بر زمين در افتادن و يا پاره گوشتى در سفره بودن است. و اين پندار نادانهاست، چه چنين شيوهاى در شرع حرام و شرع متوكّلان را ستوده است. پس چگونه مىتوان با ارتكاب محرّمات دين به مقامى از مقامات آن دست يافت؟ بلكه ما پرده از روى اين حقيقت برمىداريم و مىگوييم:
آثار توكّل در حركت بنده و سعى او در راه مقاصدش ظاهر مىشود. سعى او كه به اختيار خودش مىباشد يا براى جلب منفعتى است كه فاقد آن است مانند كسب، يا براى حفظ منفعتى است كه نزد او موجود است مانند اندوختن، و يا براى دفع ضررى است كه به او نرسيده است مانند دفع مهاجم و دزد و درّنده، و يا براى رفع زيانى است كه به او رسيده است مانند درمان بيمارى. مقاصدى كه بنده در حركات و جنب و جوش خود دارد از اين چهار قسم بيرون نيست كه به طور خلاصه عبارتند از جلب نفع، حفظ آن، دفع ضرر، قطع آن. ما شرايط توكّل و درجات آن را در هر يك از اين اقسام با ذكر شواهدى از شرع بيان مىكنيم:
قسم اوّل- در جلب آنچه نافع است
در اين باره مىگوييم: اسبابى كه مىتوان بدانها جلب نفع كرد سه نوع است: قطعى، ظنّى كه مىتوان بدان اعتماد كرد، وهمى كه به طور كامل قابل اعتماد نيست و نفس بدان مطمئنّ نمىشود.
١- قطعى: مانند اسبابى كه به تقدير و مشيّت الهى مسبّباتى به طور عام و اختلاف ناپذير بدانها مترتّب است مانند اين كه خوراكى در پيش روى تو گذارده باشند و تو گرسنه و نيازمند باشى، ليكن به آن دست دراز نكنى و بگويى: من متوكّلم و شرط توكّل ترك سعى و كوشش است، و دست دراز كردن سعى و حركت مىباشد، همچنين جويدن آن با دندانها و بلعيدن آن كه مستلزم بر روى هم گذاردن قسمت بالاى دهان بر زيرين آن است. بى ترديد اين ادّعا ديوانگى محض است و نشانى از توكّل در آن نيست، زيرا اگر انتظار دارى كه خداوند در تو بدون خوردن نان سيرى آفريند، يا در نان حركتى خلق كند كه نزد تو بيايد، يا فرشتهاى بگمارد كه آن را بجود و به معده تو برساند بىشكّ سنّت حق