راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٧ - دارويى كه حالت خوف بدان حاصل مىشود
درمان بپردازد، و آن كه در رسيدن به مرتبه بلند بينش كوتاهى ورزيده چاره او اين است كه نفس خويش را با شنيدن اخبار و آثار و مطالعه احوال خائفان و سخنان آنان درمان كند، و عقل و موقعيّت آنان را به موقعيّت راجيان مغرور نسبت دهد، و شكّ نكند كه اقتداى به آنان سزاوارتر است، چه آنان اوليا و عالمانند.
امّا آنانى كه خود را از مكر خدا ايمن مىبينند فرعون و نادان و گمراهند. پيامبر ما (ص) كه سرور اوّلين و آخرين است ترس او از خدا از همه مردم بيشتر بود تا آن جا كه مردى از اهل صفّه به شهادت رسيد، مادرش گفت: بهشت بر تو گوارا باد، به سوى پيامبر خدا (ص) هجرت كردى و در راه خدا كشته شدى. پيامبر (ص) فرمود: «تو چه مىدانى شايد سخنى گفته كه او را سودى نداشته و از آنچه براى او زيانى نداشته مانع نمىشده است.»«٥٦» در حديث ديگرى آمده است: آن حضرت بر يكى از اصحابش كه رنجور بود وارد شد آنگاه شنيد زنى مىگويد: بهشت بر تو گوارا باد. پيامبر (ص) فرمود: «اين زنى كه به خدا سوگند مىخورد كيست؟» بيمار گفت: اى پيامبر خدا آن مادر من است، فرمود: «تو چه مىدانى شايد او سخنى مىگفته كه به او مربوط نبوده و در آنچه او را فايدهاى نداشته بخل مىورزيده است.»«٥٧» چگونه همگى مؤمنان بيمناك نباشند و حال آن كه پيامبر خدا (ص) مىفرمود: «سوره هود و نظاير آن چون سوره واقعه و اذا الشّمس كوّرت و عمّ يتساءلون مرا پير كرد.»«٥٨» دانشمندان گفتهاند: شايد براى آن است كه در سوره هود سخن از ابعاد و طرد كردن آمده است، چه فرموده است: أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ، أَلا بُعْداً لِثَمُودَ، أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ،«٥٩» با آن كه پيامبر (ص) مىدانست كه اگر خدا مىخواست آنها مشرك نمىشدند، چه اگر او خواسته بود همه را هدايت مىكرد، و در سوره واقعه است: لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ، خافِضَةٌ رافِعَةٌ،«٦٠» يعنى آنچه بودنى است در لوح محفوظ ثبت شده و سابقه تمام گشته تا حادثه وقوع يافته است، و آن يا فرود آورنده
«٥٦» (( الشعب )) بيهقى و جز او (( آفات اللسان )) با اندك اختلاف در الفاظ، و پيش از اين ذكر شده است .
«٥٧» (( آفات اللسان )) و پيش از اين ذكر شده است .
«٥٨» سنن ترمذى و آن را روايتى حسن دانسته است ، حاكم ، بغوى در مصابيح ، ٢/١٨٢ و پيش از اين ذكر شده است .
«٥٩» سوره ٦٠ و ٦٨ و ٩٥.
«٦٠» واقعه / ٢ و ٣: هيچ كس نمى تواند آن را انكار كند، گروهى را پايين مى آورد، و گروهى را بالا مى برد.