راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٥ - دارويى كه حالت خوف بدان حاصل مىشود
نخستين مقامات دين يقين است كه عبارت است از قوّت ايمان به خدا و روز بازپسين و بهشت و دوزخ. اين يقين بالضّروره ترس از آتش و اميد به بهشت را برمىانگيزد، و اين خوف و رجا صبر را تقويت مىكند، چه بهشت را مكروهات و ناملايمات احاطه كرده و صبر بر تحمّل آنها جز به نيروى رجا ممكن نيست. همچنين دوزخ به شهوات احاطه شده و صبر در سركوب آنها جز به نيروى خوف ميسّر نمىباشد. از اين رو على (ع) فرموده است: «كسى كه آرزوى بهشت دارد شهوات را از ياد مىبرد و آن كه از آتش بيم دارد از محرّمات باز مىگردد.»«٥٢» سپس صبرى كه از خوف و رجا حاصل مىشود انسان را به مقام مجاهده و تجرّد و مداومت در ذكر خدا و تفكّر درباره او مىكشاند، و مداومت ذكر به انس و دوام فكر به كمال معرفت و كمال معرفت و انس به محبّت خدا منجر مىشود، و به دنبال آن مقام رضا و توكّل و ديگر مقامات است.
ترتيب سلوك منازل دين همين است، چه پس از اصل يقين جز خوف و رجا مقامى نيست و پس از آنها مقام صبر است و به وسيله صبر است كه مجاهده و تجرّد ظاهرى و باطنى براى خدا صورت مىگيرد و پس از مجاهده براى كسى كه راه براى او گشوده شده جز هدايت و معرفت مقامى نيست و پس از معرفت مقام محبّت و انس است، و از ضرورات محبّت رضا به عمل محبوب و وثوق به عنايت و توجّه اوست و اين همان توكّل است.
اكنون به آنچه درباره داروى صبر ذكر كرديم بسنده مىكنيم و درباره خوف گفتارى به اجمال مىآوريم و مىگوييم:
خوف به دو طريق مختلف حاصل مىشود كه يكى برتر از ديگرى است و مثل آن اين است كه اگر كودكى در خانهاى باشد و بر او درّنده يا مارى درآيد چه بسا نترسد و بسا كه دست دراز كند تا مار را بگيرد و با آن بازى كند، ليكن اگر پدرش كه عاقل است همراه او باشد از مار مىترسد و از آن مىگريزد و كودك هنگامى كه ببيند پدرش مىلرزد و در صدد گريختن است با او بر مىخيزد و ترس بر او چيره مىشود و به همراه پدرش مىگريزد. ترس پدر از روى بصيرت و شناخت صفات مار و زهر و ويژگيهاى آن و همچنين دانستن حالت حمله درّندگان و گرفتن و بيباكى آنهاست. امّا ترس پسر تنها صرف تقليد از پدر است چه نسبت به او خوش گمان است و مىداند وى جز از چيزى
«٥٢» (( نهج البلاغه ، ابواب الحكم )) شماره ٣٠، كافى ٢/٥٠.