راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٨ - بخش اول- در فقر
عقوبتهاى گوناگون دچار مىسازد. چون زشتى افعال و اسرار آن براى اهل معرفت روشن شده، نسبت به آن زهد ورزيدند و آن را دشمن شمردند، از آن روى گردانيدند، و فخر فروشى و مال اندوزى را ترك كردند، و با منتهاى همّت رو به حضرت جلال و جمال آوردند و به وصالى مطمئنّ شدند كه فراقى در آن نيست و به مشاهدهاى دل نهادند كه فنا و زوال به آن راه ندارد. درود و سلام بر سرور پيامبران و خاندانش، كه بهترين خاندان است.
امّا بعد، دنيا دشمن حقّ تعالى است آن كه گمراه شده به فريب او گمراه گرديده، و كسى كه دچار لغزش شده به نيرنگ او پايش لغزيده است. دوستى آن منشأ همه گناهان و بديهاست، و دشمنى با آن اصل طاعات و اساس حسنات است. ما آنچه را متعلّق به اوصاف دنيا و نكوهش محبّت آن است به طور كامل در كتاب نكوهش دنيا در بخش مهلكات ذكر كردهايم، و اكنون در اين جا به ذكر فضيلت دشمن داشتن آن و زهد و بىميلى به آن مىپردازيم چه اين امر در رأس همه منجيات است. بىشكّ اميدى به رستگارى نيست جز با انقطاع از دنيا و دورى جستن از آن. ليكن بريدن از آن يا به سبب دورى گرفتن دنيا از بنده است و اين را فقر مىنامند، و يا به دورى جستن و گوشهگيرى بنده از آن است و اين را زهد مىگويند. هر يك از اين دو براى رسيدن به سعادت و كمك به تحصيل نجات و رستگارى داراى درجات و مراتبى است. و ما اكنون حقيقت فقر و زهد و درجات و اقسام و شرايط و احكام آن دو را ذكر مىكنيم و مسائل آن را به ترتيب زير روشن مىسازيم.
١- حقيقت فقر ٢- فضيلت فقر به طور مطلق ٣- فضيلت از فقرا به طور خاصّ ٤- برترى فقر بر غنا ٥- ادب فقير در فقر ٦- ادب فقير در قبول عطا ٧- تحريم سؤال بدون ضرورت ٨- مقدار توانگرى كه سبب حرمت سؤال است ٩- شرح احوال سائلان
بخش اول- در فقر
حقيقت فقر و اختلاف حالات فقر و نامهاى او
بدان فقر عبارت از فقدان چيزى است كه مورد نياز است. امّا نبودن چيزى كه مورد نياز نيست به آن فقر گفته نمىشود، و اگر آنچه بدان نياز است موجود و دست يافتن بر آن مقدور است نيازمند بدان فقير ناميده نمىشود. هر گاه اين را دانستى شكّ نخواهى