راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٠ - فضيلت مطلق فقر
فرمود: «اى عمران تو را نزد ما مقام و موقعيّتى است ميل دارى از فاطمه دختر پيامبر خدا عيادت كنى؟» عرض كردم: آرى پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا. سپس آن حضرت برخاست و من نيز با او برخاستم تا به در خانه فاطمه (س) ايستاد، در را كوبيد و فرمود: «السّلام عليكم آيا وارد بشوم؟» فاطمه (س) عرض كرد: «وارد بشويد اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد» پيامبر (ص) فرمود: «من و كسى كه همراه من است؟» عرض كرد: «و كسى كه همراه شماست اى پيامبر خدا» عمران گفته است: فاطمه (س) عرض كرد: «سوگند به آن كه تو را بحقّ به پيامبرى فرستاده است جز گليمى براى من نيست»، پيامبر (ص) فرمود: «آن را چنين و چنان كن»- و به دست اشاره فرمود- فاطمه (س) عرض كرد: «اندامم را پوشيدم سرم را چكنم؟» پيامبر (ص) ملحفهاى را كه كهنگى داشت به سوى او انداخت و فرمود: «آن را به سرت ببند.» سپس فاطمه (س) اجازه داد و پيامبر (ص) وارد شد و فرمود: «سلام بر تو اى دخترم چگونهاى؟ پاسخ داد:
«به خدا سوگند دردمندم و آنچه بر دردم مىافزايد آن است كه طعامى ندارم كه بخورم و گرسنگى مرا رنج مىدهد» پيامبر خدا گريست و فرمود: «اى دخترم! بيتابى مكن به خدا سوگند من سه روز است طعامى نچشيدهام با آن كه من نزد خداوند از تو گراميترم، ليكن آخرت را بر دنيا برگزيدهام» سپس دست بر شانه او زد و به او فرمود: «مژده باد تو را به خدا سوگند تو سرور زنان بهشتيانى». فاطمه (س) عرض كرد: «آسيه زن فرعون و مريم دختر عمران و خديجه دختر خويلد كجا هستند؟» فرمود: «آسيه و مريم و خديجه سرور زنان روزگار خويشند و تو هم سرور زنان روزگار خويش. شما در خانههايى مىباشيد از درّ آبدار كه در آن آزار و فرياد و رنجى نيست» پس از آن به او فرمود: «با پسر عمّت قناعت كن به خدا سوگند من تو را به همسرى كسى درآوردهام كه در دنيا و آخرت سيّد و مهتر است.»«٢٦»
از على (ع) روايت شده كه پيامبر خدا (ص) فرمود: «هنگامى كه مردم فقيران را دشمن بدارند و به آبادانى دنيا رو آورند و بر گردآورى درهم و دينار حريص شوند خداوند آنان را به چهار خصلت دچار گرداند: قحطى زمان، ستم سلطان، خيانت حاكمان و شوكت دشمنان.»«٢٧»
«٢٦» ماءخذ آن پيش از اين ذكر شده است .
«٢٧» (( مسند الفردوس )) ابومنصور ديلمى .