راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٧ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
بلكه شيواترين عبارات و بليغترين كلمات، سخن فصيحترين گوينده «ضاد» است كه در اين معنا فرموده است: «هر كس بامداد كند و دلش ايمن و تنش سالم و قوت روزش را داشته باشد مانند اين است كه همه دنيا براى او فراهم شده است.»«٧٥»
هر گاه يكايك مردم را مورد دقّت قرار دهى در مىيابى كه آنان از امورى كه خارج از اين سه چيز و براى آنها وبال است ناله و شكايت دارند و نعمتهاى خدا را در اين سه امر شكر نمىگويند، و بر نعمت ايمان كه سبب وصول به نعمتهاى جاويد و ملك عظيم است شكر گزار نيستند حال آن كه صاحبان بينش تنها بايد به سرمايه معرفت و يقين و ايمان خوشحال باشند. ما در ميان دانشمندان كسى را سراغ داريم كه اگر همه آنچه را در اختيار پادشاهان شرق و غرب قرار دارد اعمّ از اموال و ياران و پيروان به او بدهند و به او بگويند: اينها را به جاى دانشت بلكه يك دهم دانشت بگير نمىگيرد، زيرا اميدوار است كه نعمت دانش در آخرت او را به قرب حقّ تعالى برساند، بلكه اگر به او بگويند: آنچه را در آخرت اميد دارى همه آنها به طور كامل برايت محفوظ است تنها همين لذّات دنيا را به عوض خوشحالى و التذاذى كه از دانش خود نصيب تو است بپذير، نخواهد پذيرفت، زيرا او مىداند كه لذّت دانش هميشگى و پايان ناپذير و پايدار است و نمىتوان آن را دزديد و يا غصب و يا در آن رقابت و همچشمى كرد. لذّتى است ناب و زلال كه مكدّر نمىشود در حالى كه لذّات دنيا همگى ناقص و مكدّر و مشوب است، لذّت آن به دردش، شادى آن به غمش و اميد آن به بيمش نمىارزد. دنيا تاكنون به همين گونه ديده شده و در روزگار باقيمانده نيز غير از اين نخواهد بود. چه لذّتهاى دنيا براى جلب عقول ناقص و فريب آنها آفريده شده است و در آن هنگام كه فريفته و پايبند اين لذّتها مىشوند دنيا سرباز مىزند و نافرمانى مىكند همچون زنى به ظاهر زيبا كه براى جوانى نادان و سرمست شهوت خود را بيارايد و هنگامى كه دلش را به كمند خود درآورد از تن دادن امتناع ورزد و خود را از او در پرده قرار دهد، در نتيجه اين جوان با اين زن پيوسته در رنج و عذابى پايان ناپذير بسر خواهد برد.
اين رنج و عذاب بر اثر آن است كه در يك لحظه به لذّت نگاه بر او فريفته شد، و اگر تعقّل مىكرد و چشم از نگاه به او برمىداشت و اين لذّت را ناچيز مىشمرد در تمام عمر سلامت مىماند. آرى دنيادارها به همين گونه در دام آن افتاده و در چنگال آن گرفتار
«٧٥» سنن ابن ماجه به شماره ٤١٤١ و پيش از اين نيز آورده شده است .