راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٠ - قسم اوّل كه در آنها اختيار دارد افعال اوست كه آنها را طاعت يا معصيت گويند و اينها دو نوع است
پس از مردن تا ابد براى او ماندگار و پايدار است، و كسى كه چيز پستى را داده و در برابر آن چيز گرانبهايى گرفته است نبايد به سبب از دست رفتن چيز پست اندوهگين باشد.
اين تفكّر يكى از ابواب معرفت و ايمان است كه گاهى ضعيف و زمانى قوى مىشود.
اگر قوى شود انگيزه دين نيرومند مىگردد و او را به شور و شوق وا مىدارد، و اگر ضعيف شود انگيزه دين نيز ضعيف مىگردد. به ايمان قوى يقين گفته مىشود و آن انسان را به عزم بر صبر وا مىدارد چه كمترين چيزى كه به مردم داده شده يقين و عزم بر صبر است.
٢- انگيزه دين را بتدريج و اندك اندك به كشتى با انگيزه هوس عادت دهد تا لذّت پيروزى را بچشد و بر اين كار دلير شود و در كشتى با آن نيرومند گردد زيرا اعتياد و مداومت بر اعمال سخت و دشوار باعث تقويت نيروى كسى است كه اين اعمال از او صادر مىشود. به همين سبب نيروى حمّالان و كشاورزان و رزمندگان و به طور كلّى همه كسانى كه عهدهدار كارهاى سخت و پر مشقّتاند بر نيروى خيّاطان و عطّاران و فقيهان و صالحان فزونى دارد، زيرا نيروى اينان به مداومت در تحمّل سختيها عادت نكرده است.
بنابر اين درمان اوّل شبيه آن است كه كشتى گير را در صورت غلبه در گرفتن خلعت و جايزه به طمع اندازد و انواع بخششها را به او وعده دهند چنان كه فرعون هنگامى كه ساحران را به غلبه بر موسى تشويق كرد به آنان وعده داد و گفت: و إنّكم إذا لمن المقرّبين. و درمان دوم شباهت دارد به اين كه بخواهند كودكى را به كشتىگيرى و رزمندگى عادت دهند و براى اين منظور از همان اوان كودكى اسباب اين كارها را در اختيار او مىگذارند تا با آنها انس گيرد و بر اين امور دلير شود و توانايى او افزايش يابد.
كسى كه مجاهده از طريق صبر را بكلّى ترك كند انگيزه دين در او ضعيف مىشود و بر شهوت خود نيز دست نمىيابد هر چند ضعيف باشد و آن كه خود را به مخالفت با انگيزه هوس عادت دهد در هر موقع كه بخواهد بر آن غلبه مىيابد.
اينها راه درمان در همه اقسام صبر است و بيان تمامى آنها ممكن نيست جز اين كه سختترين آنها بازداشتن باطن از حديث نفس است و غلبه آن بر كسى كه خود را براى آن آماده ساخته و شهوات ظاهرى را ريشهكن كرده و عزلت گزيده و براى مراقبت و فكر و ذكر نشسته باشد شدّت دارد، چه وسوسهها پيوسته او را از سمتى به سمت ديگر مىكشاند. و اين درد درمانى ندارد جز اين كه تمامى علايق ظاهرى و باطنى را ترك گويد و از عيال و فرزند و مال و مقام و رفيقان و دوستان بگريزد و پس از به دست آوردن