راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٤ - آنچه گناهان صغيره را كبيره مىكند
حال است كه لازم مىآيد همه موانع توبه را كه در پيش پاى اوست از ميان بردارد، و تمام واجباتى را كه در حال متوجّه اوست به جا آورد و يا مربوط به گذشته است كه بايد آنچه در آن كوتاهى و تقصير كرده جبران كند و يا مربوط به آينده است كه آن ادامه طاعت و دوام ترك معصيت تا فرا رسيدن مرگ است. و شرط صحّت طاعت او اين است كه فكرش را به زمانى كه به سبب سنّ يا احتلام بالغ شده برگرداند و گذشته عمرش را سال بسال و ماه بماه و روز بروز و نفس بنفس بررسى كند و بنگرد در طاعت چه چيزهايى را تقصير كرده و چه گناهانى را مرتكب شده است. اگر نمازى ترك كرده يا آن را در جامه نجس به جا آورد يا به سبب نادانى در شرايط نيّت، نمازش را با نيّت نادرست گزارده آنها را به تمامى قضا كنده اگر در تعداد نمازهايى كه از او فوت شده شكّ دارد مدّت بلوغش را حساب كند و با كسر مدّتى كه يقين دارد نمازهايش را در آن به جا آورده است نمازهاى باقى مدّت را قضا كند. در اين مورد مىتواند بر حسب ظنّ عمل كند و از طريق بررسى و اجتهاد به مطلوب برسد. امّا روزه، اگر آن را به علّت مسافرت يا بيمارى ترك كرده و قضاى آنها را به جا نياورده يا به عمد افطار كرده يا نيّت را در شب فراموش كرده و قضاى آنها را نگرفته با بررسى و اجتهاد مجموع آنها را معلوم كند و به قضاى آنها مشغول شود. امّا زكات لازم است همه مالش را حساب و تعداد سالهايى را از زمانى كه شرايط وجوب زكات بر او تحقّق يافته است محاسبه و معلوم كند و آنچه در اداى آن كوتاهى كرده يا در شرايطى كه در اداى آن معتبر است اخلال به عمل آمده بر حسب ظنّ غالب تعيين و قضا كند. امّا حجّ اگر در برخى سالها استطاعت پيدا كرده و حجّ نگزارده و اكنون بىچيز شده لازم است روانه حجّ شود و اگر به سبب ورشكستكى قادر به اين امر نيست واجب است به اندازه توشه راه از حلال كسب كند، و اگر كسب و مالى ندارد بر او واجب است از مردم بخواهد از وجوه زكات و صدقات به مقدارى كه بتواند حجّ بگزارد به او بدهند چه اگر او پيش از گزاردن حجّ بميرد گنهكار مرده است. پيامبر (ص) فرموده است: «هر كس بميرد و حجّ (واجب) را نگزارده باشد اگر بخواهد يهودى بميرد و اگر بخواهد نصرانى»«٣» و عجزى كه پس از قدرت عارض شود حجّ را از او ساقط نمىكند. اين بود طريق بررسى طاعات و تدارك آنها.
امّا گناهان، در اين باره بايد احوال گوش، چشم، زبان، شكم، دست، پا، فرج و ساير
«٣» پيش از اين در كتاب حج ذكر شده است .