راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٣ - قسم اوّل كه در آنها اختيار دارد افعال اوست كه آنها را طاعت يا معصيت گويند و اينها دو نوع است
بميرانم مشمول رحمت من خواهد بود.»«٨٤» در اين معنا اخبار ديگرى نيز وارد شده است.
در برخى روايات اين تبديل تفسير شده است به اين كه خداوند گوشت و خون و پوستى به او مىدهد كه در آنها گناه نكرده است«٨٥» و شكايت تفسير شده است به اين كه بگويد: به چيزى گرفتار شدهام كه كسى بدان مبتلا نشده، و آنچه به من رسيده به هيچ كس نرسيده است، گفتهاند: شكايت اين نيست كه بگويد: ديشب را بيدار بودم، و امروز تب دارم و امثال اينها.«٨٦»
در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: «كسى كه شبى را با حالت بيمارى بسر آورد و آن را بر خود بپذيرد و شكر آن را به جا آورد، ثواب شصت سال عبادت براى اوست.»
پرسيدند: پذيرفتن آن چگونه است؟ فرمود: «بر آن صبر مىكند و درد خود را به كسى اظهار نمىكند و چون بامداد شود خدا را در آنچه بر او گذشته است سپاس مىگويد.»«٨٧»
از امام باقر (ع) درباره صبر جميل پرسيدند فرمود: «آن صبرى است كه از آن به مردم شكايت نمىكند.»«٨٨»
غزّالى مىگويد:
اگر بگويى: با چه چيزى به درجه صبر بر مصيبتها مىتوان رسيد در حالى كه اين امر در اختيار انسان نيست و وى چه بخواهد و چه نخواهد چارهاى ندارد، و اگر مراد از صبر آن است كه در نفس وى نسبت به مصيبتى كه بر او وارد شده نفرت و كراهتى نباشد اين امر نيز از اختيار او بيرون است؟
پاسخ اين است كه بدانى تنها زمانى از جرگه صابران بيرون مىرود كه در برابر مصيبت جزع و بيتابى ورزد و گريبان چاك كند و به صورت بزند و در شكايت و اظهار اندوه و افسردگى مبالغه كند و عادت خود را در لباس و خوراك و فرش تغيير دهد و اين امور همگى در اختيار اوست. از اين رو بايد از همه اينها دورى جويد و خشنودى خود را به قضاى الهى اظهار كند، و بر روش معمول خود ادامه دهد، و معتقد باشد كه آنچه از
«٨٤» همان ماءخذ، ٣/١١٥، شماره ١.
«٨٥» همان ماءخذ، ٣/١١٦، شماره ٦.
«٨٦» همان ماءخذ، ٣/١١٦، شماره ١.
«٨٧» همان ماءخذ، ٣/١١٦، شماره ٥.
«٨٨» همان ماءخذ، ٢/٩٣، شماره ٢٣.