راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٢ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
شانزدهگانهاى كه ذكر كردهايم بجز ايمان و خوشخويى ممكن است نسبت به برخى از مردم بلا و اضداد آنها نسبت به آنها نعمت باشد. پيش از اين گفته شد كه معرفت كمال و نعمت است، زيرا آن از صفات بارى تعالى است ليكن گاهى در پارهاى كارها معرفت براى بنده بلا و فقدان آن نعمت است. مثلا جهل انسان به اجلش نعمتى است، چه اگر آن را بداند بسا زندگى بر او منغّض و غم و اندوهش طولانى شود. همچنين ندانستن اين كه مردم درباره او چه مىانديشند اعمّ از آشنايان و خويشاوندان نيز نعمتى است، زيرا اگر پرده برداشته شود و به آنچه آنها نسبت به او در دل دارند آگاه گردد درد و كينه و حسادت و سرگرمى او به انتقامگيرى از آنها طولانى خواهد شد. همچنين ناآگاهى او به صفات زشتى كه در غير اوست براى وى نعمت است، زيرا اگر آنها را بداند او را دشمن مىدارد و آزار مىرساند و اين امر سبب وبال و بدبختى او در دنيا و آخرت خواهد شد بلكه ناآگاهى او به صفات نيكوى ديگران نيز گاهى براى او نعمت است، زيرا ممكن است وى يكى از دوستان خدا باشد و او ناگزير به آزار و اهانت او گردد. اگر او را بشناسد و در اين حال بيازارد ناچار گناهش بزرگتر خواهد بود، چه كسى كه پيامبر يا يكى از دوستان خدا را در حالى كه آنها را مىشناسد آزار دهد هرگز مانند كسى نيست كه از روى عدم شناسايى به آنها آزار رساند. همچنين مبهم بودن حوادث قيامت، و نامعيّن بودن شب قدر، و ساعت استجابت دعا در روز جمعه، و ابهام كبيره بودن برخى گناهان، همه از جمله اين نعمتهاست، زيرا جهل به اينها انگيزه طلب و تلاش را در انسان تقويت مىكند. اينها اقسام نعمتهاى خدا در جهل است چه رسد به نعمتهاى بزرگى كه در علم وجود دارد. اين كه گفتهايم خداوند در هر چه آفريده نعمتى قرار داده سخنى بحقّ گفتهايم و اين امر درباره هر كسى نيز صادق است، و گمان اين كه خداوند در برخى از مردم دردهايى آفريده و بايد دردمندان را استثنا كرد درست نيست چه درد دردمندان نسبت به غير مبتلايان نعمت است، هر چند درباره خود آنان نعمت نباشد مانند دردهاى حاصل از گناه مانند بريدن دست خود و نقش و نگار كردن اندام با سوزن كه هم درد مىكشد و هم مرتكب گناه مىشود. و درد كافران از سوزش آتش دوزخ نيز نعمت است، ليكن درباره ديگران نه خود آنان زيرا گفتهاند: مصائب قوم عند قوم فوائد. اگر خداوند عذاب را نمىآفريد و گروهى را مورد تنبيه و مجازات قرار نمىداد، اهل نعمت قدر نعمت را نمىشناختند و شادى آنها بدين نعمتها زياد نبود. ليكن هنگامى كه بهشتيان