راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٠ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
اين امر اشاره كردهايم.
اكنون به مقصود اصلى باز مىگرديم و آن بيان توزيع درجات و دركات بر حسنات و سيّئات است و اين كار جز با آوردن مثال ممكن نيست. اينك از مثالى كه آورده مىشود معناى آن را نه صورتش را درك كن. پس مىگوييم:
مردم در آخرت به دستههاى مختلف منقسم مىشوند و از حيث درجات سعادت و دركات شقاوت بىنهايت تفاوت دارند، چنان كه در دنيا از حيث خوشبختى و بدبختى با يكديگر متفاوتند. در اين موضوع به هيچ روى فرقى ميان دنيا و آخرت نيست زيرا مدبّر عوالم ملك و ملكوت يكى است و هيچ شريكى ندارد سنّت صادره از اراده ازلى او عام و فراگير است و هيچ تبديلى در آن نيست. اينك اگر نتوانستيم تعداد درجات را شماره و تعيين كنيم مىتوانيم اجناس آنها را بيان بداريم، پس مىگوييم: در آخرت مردم بر حسب ضرورت به چهار دسته منقسم مىشوند: هلاك شدگان، عذاب شدگان، نجات يافتگان و رستگاران. مثال اين تقسيم بندى در دنيا اين است كه پادشاهى بر كشورى تسلّط يابد، برخى را مىكشد اينها هلاك شدگانند بعضى را نمىكشد ليكن براى مدّتى عذاب مىكند اينها عذاب شدگانند دستهاى آزاد مىشوند اينها نجات يافتگانند و گروهى را خلعت مىپوشاند اينها رستگارانند. اگر پادشاه دادگر باشد اينان را جز بر اساس استحقاقى كه دارند تقسيم و دسته بندى نمىكند، و جز مخالفان سلطنت خود را كه در اصل حكومت با او عناد مىورزند نمىكشد، و تنها آنهايى را عذاب مىكند كه ضمن اعتراف به سلطنت و بلندى مقام وى در خدمتگزارى كوتاهى مىكنند، و آزاد نمىكند جز آنهايى را كه به مقام و مرتبه او اعتراف دارند، و در خدمت كوتاهى نكردهاند تا عذاب شوند ليكن شرايط خدمت را به جا نياوردهاند تا خلعت دريافت دارند، زيرا خلعت را كسانى به دست مىآورند كه عمر خود را در خدمت و نصرت پادشاه به سر آورده باشند سپس بايد خلقت رستگاران متفاوت و بر حسب درجات خدمت آنها باشد و نيز هلاك شدگان در نحوه هلاكت مختلف باشند، يا از نظر تخفيف به قطع سر و يا به منظور تنبيه و كيفر از طريق مثله بر حسب درجات دشمنى و عناد آنها مجازات شوند. نوع عذاب عذاب شدگان نيز از حيث خفّت و شدّت، درازى و كوتاهى مدّت و اتّحاد و اختلاف آن بر حسب درجات تقصير آنهاست و هر رتبهاى از اين مراتب به درجاتى منقسم مىشود كه قابل شمارش نيست. اكنون بايد بدانى كه مردم در آخرت