راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٢ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
امّا نزديكان و خويشاوندان چنانچه فرزندان و اقارب انسان زياد شود هر كدام از آنها به منزله چشم و دست براى او خواهد بود و به سبب وجود آنها چيزهايى از امور دنيا كه از نظر دين مهمّ است براى او ميسّر خواهد شد كه اگر تنها مىبود مىبايست مدّت درازى به آنها سرگرم باشد، و هر چه دلت را از حوايج و ضرورتهاى دنيا آسوده سازد ياور تو در دين تو است و در اين صورت نعمت است.
امّا عزّت و مقام وسيلهاى است كه انسان خوارى و ستم را از خود دور مىگرداند و هيچ مسلمانى از اين بىنياز نيست، چه از دشمنى كه او را آزار دهد و ستمگرى كه عمل و آسايش او را بر هم زند، و دلش را كه سرمايه اوست مشغول سازد فارغ نخواهد ماند و اين مشغوليّتها تنها از طريق عزّت و مقام دفع مىشود. از اين رو گفتهاند: دين و پادشاهى دو همزادند. خداوند فرموده است: وَ لَوْ لا دَفْعُ الله النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ،«١٦» و معناى مقام و موقعيت جز تملّك دلها نيست، همچنان كه معناى غنا و توانگرى جز تملّك درهم و دينار نمىباشد. هر كس داراى درهم و دينار شود دلها مسخّر او مىگردد و صاحبان دلها آزار را از او دفع مىكنند و انسان همان گونه كه به سقفى نياز دارد كه از باران بدان پناه برد، و به جبّهاى كه سرما را از خود دفع كند، و به سگى كه گرگ را از احشام خود دور گرداند به همين گونه نيازمند كسى است كه شرارت اشرار را به وسيله او از خود برطرف سازد. از اين رو پيامبرانى كه داراى ملك و سلطنت نبودند پادشاهان را مراعات مىكردند و طالب حيثيّت و مقام در نزد آنها بودند. همچنين علماى دين همين شيوه را اختيار كردند بى آن كه با متابعت از آنها قصد استفاده از خزاين آنان را داشته و بخواهند در دنيا سودجويى و مال اندوزى كنند. گمان مبر كه نعمت خداوند متعال بر پيامبرش به هنگامى كه او را نصرت بخشيد و دين او را كامل گردانيد و بر همه دشمنانش پيروزى داد و محبّت او را در دلها جايگزين ساخت تا آنگاه كه عزّت و شوكتش گسترش يافت كمتر بود از زمانى كه مورد ضرب و آزار قرار داشت تا آن حدّ كه ناگزير به گريز و هجرت شد.
اگر بگويى: كرامت طايفه و شرافت خانواده از نعمتهاى خداست يا نه؟ مىگويم آرى از نعمتهاى خداست. پيامبر (ص) فرموده است: «امامان از قريشند»«١٧» از اين رو
«١٦» بقره / ٢٥١: و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نكند زمين تباه مى شود.
«١٧» سنن حاكم و بيهقى از حديث على (ع ) به سند حسن ، (( الجامع الصغير. ))