راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٥ - تعريف شكر و حقيقت آن
مىشود تا آن جا كه هر چه غير از خداست از نظرش محو مىشود و ديگر جز خدا چيزى نمىبيند.
وى در اين هنگام به كمال توحيد رسيده است ليكن اگر در مرحلهاى است كه تنها در وجود جز خدا ادراك نقص مىكند داخل در اوايل مراحل توحيد است و ميان اين دو مرحله درجات بىشمارى است. به همين سبب درجات موحّدين متفاوت است، و كتابهاى خداوند كه بر زبان پيامبرانش نازل شده همان سرمهاى است كه بينايى چشمها بدانها حاصل مىشود و پيامبران همچون كحّالانند كه به توحيد خالص دعوت مىكنند و بيان آن قول لا إله إلّا الله است و به اين معناست كه جز حقّ يگانه چيزى را موجود نبينند.
و اصلان كمال توحيد از همه دستهها كمترند، و منكران و مشركان نيز اندكند. اينان دورترين نقطه مقابل طرف توحيدند، زيرا بت پرستان گفتند: ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى.«٤٨» آنها با اين بيان بگونهاى ضعيف در اوايل ابواب توحيد واردند، امّا آنها كه در وسط اين دو دسته قرار دارند اكثريّت را تشكيل مىدهند، و در ميان آنها كسانى يافت مىشوند كه در پارهاى احوال چشم بصيرت آنها باز، و بسيارى از حقايق توحيد بر آنان آشكار مىگردد، امّا ظهور اين حالت در آنها همچون برق جهنده ناپايدار است، اگر چه در بعضى از آنان ممكن است اين حالت ظاهر شود و مدّتى باقى بماند ليكن دايمى نخواهد بود، و دوام اين حالت عزيز و گرانقدر است.
لكلّ إلى شأو العلى حركات *** و لكن عزيز في الرّجال ثبات«٤٩»
هنگامى كه خداوند به پيامبرش (ص) فرمان داد كه به او تقرّب جويد و به او گفته شد: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ«٥٠» آن حضرت در سجودش گفت: أعوذ بعفوك من عقابك، و أعوذ برضاك من سخطك، و أعوذ بك منك، لا احصي ثناء عليك، أنت كما أثنيت على نفسك.«٥١»
بيان آن بزرگوار كه: پروردگارا از مجازات تو به عفو تو پناه مىبرم، سخنى است كه تنها بيانگر مشاهده فعل خداست، و گويى جز به خدا و افعال او نمىنگرد، و از فعل او به فعل او پناه مىجويد، سپس نزديك شد و از مشاهده افعال فانى گشت و به مصادر افعال كه
«٤٨» زمر / ٣: آنها را نمى پرستيم جز براى اين كه ما را به خداوند نزديك كنند.
«٤٩» همه براى رسيدن به نهايت بلندى ها حركاتى دارند » ليكن ثبات و استقامت در مردان ارزشمند است .
«٥٠» علق / ١٩: و سجده كن و تقرب جوى .
«٥١» (( الموطاء )) مالك ، ١/١٦٧ از حديث عايشه ، صحيح مسلم و جز او، و پيش از اين نيز ذكر شده است .