راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨١ - بخش دوم- در شكر
جز با گريه خوف و شكر از آن زدوده نمىشود. از پيامبر (ص) روايت شده كه فرموده است: «در روز بازپسين منادى ندا مىكند كه حمّادان برخيزند. گروهى برمىخيزند و براى آنان پرچمى نصب مىشود. سپس وارد بهشت مىشوند. پرسيدند: حمّادان كيانند؟
فرمود: آنانى هستند كه در همه احوال خدا را شكر مىگويند.» در روايت ديگرى است:
«آنها در شادى و غم خدا را شكرگزارند.»«٢٠»
و نيز از آن حضرت روايت شده است كه: «حمد رداى خداوند رحمان است.»«٢١»
خداوند در گفتارى طولانى به ايّوب پيامبر وحى فرمود كه من شكر را از دوستان خود به عنوان پاداش مىپسندم و بدان خشنودم. خداوند درباره صفات صبر كنندگان به او وحى فرمود كه: سراى آنان بهشت است، هنگامى كه به آن وارد شوند شكر را به آنها الهام مىكنم و آن نيكوترين سخن است و چون شكر گويند زيادت آن را از آنان بخواهم و به لقاى خود نعمتها را بر آنان افزون گردانم.
هنگامى كه درباره اندوختن طلا و نقره آيه نازل شد، عمر گفت: كدام مال را برگيريم؟ پيامبر خدا (ص) فرمود: «به جاى مال زبان ذاكر و دل شكرگزار براى خود ذخيره سازيد.»«٢٢» پس پيامبر (ص) به جاى گردآورى مال داشتن قلب شاكر را سفارش كرده است.
ابن مسعود گفته است: شكر يك نيمه ايمان است.
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى از امام صادق (ع) از پيامبر خدا (ص) روايت كرده كه فرموده است: «خورنده شكرگزار همان پاداش را دارد كه روزهگير طالب ثواب دارد و تندرست شكرگزار همان پاداش را دارد كه گرفتار صبر كننده دارد و بخشنده شكر گزار همان پاداش را دارد كه محروم قناعت پيشه دارد.»«٢٣»
و نيز از امام صادق (ع) روايت شده كه: «پيامبر خدا (ص) فرموده است: خداوند به
«٢٠» من به الفاظ اين حديث دست نيافتم ، بلى طبرانى در (( الكبير )) و حاكم در (( المستدرك ، )) ١/٥٠٢، و بيهقى در (( الشعب )) به سند حسن از ابن عباس آورده اند كه : ((نخستين كسانى كه به بهشت فرا خوانده مى شوند حمادان هستند كه در شادى و غم خا را شكر مى گويند))، (( الجامع الصغير. ))
«٢١» عراقى گفته است : من ماءخذ اين حديث را نيافتم .
«٢٢» سنن ابن ماجه شماره ١٨٥٦، پيش از اين در نكاح ذكر شده است .
«٢٣» همان ماءخذ، ٢/٩٤، شماره ١.