راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٦ - دارويى كه حالت خوف بدان حاصل مىشود
كه ذاتا خوفناك باشد نمىترسد و داناست و داناست كه درّنده ترس آور است، ليكن سبب آن را نمىداند.
اينك كه اين مثال را دانستى بدان كه خوف از خداوند دو گونه است: يكى ترس از عذاب او و ديگرى ترس از ذات اوست، خوف از ذات او خوف عالمان و صاحبدلان است. اينان از صفات او چيزهايى مىدانند كه مقتضى هيبت و ترس و پرهيز است و بر سرّ قول او كه فرموده است: وَ يُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَهُ«٥٣» و نيز: اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِهِ،«٥٤» آگاهند. امّا خوف نخست خوف عموم مردم است و اين ترس با ايمان به بهشت و دوزخ و اين كه آنها پاداش طاعت و گناهند حاصل مىشود، و ضعف آن به سبب غفلت و كمى ايمان است. غفلت با وعظ و تذكير و تفكّر در اهوال قيامت و انواع عذابهاى آخرت زايل مىشود، و ديدار خائفان و همنشينى با آنان و مشاهده احوال ايشان بر زوال غفلت مىافزايد، و اگر ديدن آنها ميسّر نشود شنيدن احوال آنها خالى از تأثير نيست.
امّا خوف دوم كه برتر است اين است كه خداوند مورد ترس باشد، يعنى از دورى محجوب شدن از او بترسد و اميد تقرّب به او را داشته باشد. چنان كه ذو النّون گفته است:
ترس از دوزخ در برابر ترس از فراق مانند قطرهاى است در برابر دريايى ژرف، و اين ترس عالمان است در آن جا كه فرموده است: إِنَّما يَخْشَى الله من عِبادِهِ الْعُلَماءُ«٥٥»، و همه مؤمنان از اين ترس بهرهمندند، ليكن ترس آنها صرف تقليد و شبيه ترس كودك است كه به تقليد از پدر از مار مىترسد و مستند به بينشى نيست. از اين رو ترس او ضعيف است و بزودى برطرف مىشود تا آن حدّ كه اگر كودك جادوگر را ببيند كه به گرفتن مار اقدام مىكند به آن فريفته مىشود و در تقليد از او برگرفتن مار جرأت مىورزد، همچنان كه به تقليد از پدر از گرفتن آن دورى مىجويد.
اعتقادات تقليدى غالبا ضعيف است، مگر آن كه پيوسته با مشاهده اسباب آنها تقويت شوند، و براى عمل به مقتضاى آنها مدّتى دراز در تكثير طاعات و دورى جستن از گناهان مواظبت به عمل آيد. در اين صورت كسى كه به قلّه معرفت ارتقا يافته و به ضرورت خداوند را شناخته است، نيازى ندارد كه براى به دست آوردن خوف به چاره و
«٥٣» آل عمران ٣٠/: و خداوند شما را از (نافرمانى ) خودش برحذر مى دارد.
«٥٤» آل عمران / ١٠٢: آن چنان كه حق تقوا و پرهيزگارى است از خدا بترسيد.
«٥٥» فاطر / ٢٨: از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى ترسند.