راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٨ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
شكر به طور قطع تابع شناخت نعمت است، و كسى كه اعتقاد ندارد ثواب مصيبت بزرگتر از مصيبت است غير قابل تصوّر است كه بتواند بر مصيبت شكر كند.
حكايت شده است كه مردى اعرابى ابن عبّاس را بر فوت پدرش تسليت داد و گفت:
اصبر نكن بك صابرين فإنّما *** صبر الرعيّة بعد صبر الرّأس«١١»
خير من العبّاس أجرك بعده *** و الله خير منك للعبّاس«١٢»
ابن عبّاس گفت: هيچ كس بهتر از اين به من تسليت نگفته است. اخبار وارد درباره صبر بر مصيبتها بسيار است. پيامبر خدا (ص) فرمود: «خداوند خير هر كس را بخواهد به او مصيبت مىرسد«١٣» و نيز از آن حضرت نقل شده كه: «خداوند فرموده است: هر گاه به سوى يكى از بندگانم مصيبتى در تن يا مال يا فرزندش روانه كنم و او آن را با صبر جميل پذيرا شود شرم دارم كه در روز رستاخيز براى او ميزانى نصب و يا ديوانى باز كنم.»«١٤»
و نيز فرموده است: هر بندهاى كه به او مصيبتى برسد، و طبق آنچه خداوند دستور داده است بگويد: إنّا للّه و إنّا إليه راجعون اللّهم آجرني في مصيبتى و أعقبنى خيرا منها«١٥» خداوند همان را دربارهاش انجام مىدهد.
و نيز خداوند فرموده است: «كسى كه چشمانش را از او بگيرم پاداشش هميشه بودن در سراى من و نظر كردن بر رخسار من است.»«١٦» روايت شده است مردى عرض كرد: اى پيامبر خدا! مالم رفته و تنم رنجور شده است، پيامبر (ص) فرمود: «در بندهاى كه مالش نرود و تنش رنجور نشود خيرى نيست. هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد او را گرفتار مىكند و چون گرفتارش كرد به او شكيبايى مىبخشد»«١٧» و نيز فرموده است:
«١١» شكيبا باش تا ما به تو شكيبا باشيم چه صبر رعيت پس از صبر سران است
«١٢» پاداش تو پس از عباس بهتر از عباس است و خداوند براى عباس بهتر از تو است
«١٣» صحيح بخارى ٧/١٤٩، (( كتاب الطب ، )) ج ٥.
«١٤» ترمذى از حديث انس به سندى ضعيف ، (( الجامع الصغير، )) باب قاف ، ٢/٨٣.
«١٥» صحيح مسلم ٣/٣٨: از حديث امّ سلمه . يعنى : ما براى خداييم و به سوى او باز مى گرديم ، بارخدايا! در اين مصيبت به من مزد ده و پاداشى بهتر از آن به من عطا كن .
«١٦» صحيح بخارى نظير آن ، مسند احمد از حديث انس و پيش از اين ذكر شده است . (( الحليه )) ابونعيم ، (( الكبير )) طبرانى از عرباض همگى با سند صحيح ، (( الجامع الصغير. ))
«١٧» كتاب (( المرض و الكفارات )) ابن ابى الدنيا از حديث ابى سعيد خدرى ، (( المغنى . ))