راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٨ - حقيقت توحيد كه ريشه توكّل است
كامل مىشود، و اين خود بابى عظيم از ابواب ايمان مىباشد. نقل طريق اهل كشف در اين باره داستانى دراز است، ليكن بايد شمّهاى از آن را ياد كنيم تا جوينده به مقام توكّل اعتقادى راسخ پيدا كند به طورى كه در آن دچار شكّ نشود، و آن را با يقينى تصديق و باور كند كه هيچ ضعفى در آن نباشد. شكّى نيست اگر خداوند همه خلايق را در حدّ خردمندترين و داناترين آنها مىآفريد، و از دانش آنچه نفوس آنها مىتوانست تحمّل كند به آنها ارزانى مىداشت، و از حكمت آنچه را توصيف ناپذير است به آنها افاضه مىفرمود، و به اندازه تعداد همه آنها بر علم و حكمت و عقل مىافزود، سپس آنها را بر عواقب امور و اسرار ملكوت آگاه مىكرد، و دقايق لطف و خفاياى عقوبتها را به آنها مىشناساند تا بر خير و شرّ و نفع و ضرر آگاه شوند، سپس به آنها امر مىكرد كه با علوم و حكمتهايى كه به آنها داده شده است جهان ملك و ملكوت را اداره كنند، تدبير همگى آنها با همه همكارى و همبستگى اقتضاى آن را نداشت كه بتواند بر تدابير حق تعالى در اداره امور دنيا و آخرت به اندازه بال مگسى بيفزايد و يا به همين اندازه از آن كم كند و يا ذرّهاى را بالا برد و يا فرود آورد، و يا بيمارى، عيب، نقص، فقر و زيانى را از كسانى كه به آنها مبتلا شدهاند دفع كند، و يا تندرستى، جمال، توانگرى و نفع را از كسانى كه بدينها مورد انعام قرار گرفتهاند زايل سازد، بلكه همه آنچه خداوند آفريده است از آسمانها و زمين و جز اينها اگر به ديده دقّت در آنها نگريسته شود، و انديشه لازم به عمل آيد خواهند ديد كه در آنها هيچ تفاوت و نقصانى وجود ندارد، و همه چيزهايى كه خداوند ميان بندگانش تقسيم كرده است اعمّ از روزى، اجل، شادى و غم، ناتوانى و قدرتمندى، ايمان و كفر و طاعت و گناه همه عدل محض است و هيچ بىعدالتى در آن نيست، حقّ صرف است و هيچ ستمى در آن نيست، بلكه همه بر ترتيب لازم و حقّ چنان كه بايد و شايد و به مقدارى كه سزاوار است برقرار شده و بهتر و تمامتر و كاملتر از آن به هيچ وجه قابل امكان نيست، و اگر امكان داشت چون خداوند با وجود قدرت از آن دريغ كرده و آن را در دسترس بندگانش قرار نداده بخل ورزيده و اين متناقض با جود اوست، و ظلمى است كه با عدالت او سازگار نيست. و اگر فرض شود كه قادر بر آن نبوده مستلزم عجز است و اين منافى با الوهيّت اوست بلكه هر فقر و زيانى كه در دنياست دليل بر نقصان دنيا و كمال آخرت است، و هر نقصى كه در آخرت نسبت به كسى وجود يابد نسبت به كس ديگر نعمت خواهد بود، چه اگر شب نبود روز شناخته نمىشد، و اگر بيمارى نبود