راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٠ - زهد در چيزهايى كه از ضرورتهاى زندگى است
ضرورات نفس ميسّر نمىشود. بنابراين هر گاه از دنيا به آنچه مايه دفع هلاكت بدن مىشود بسنده كنى و مقصود تو در اين كار كمك گرفتن براى عبادت خدا باشد به غير خدا مشغول نشدهاى زيرا هر چيزى كه وسيله رسيدن به چيز ديگرى باشد و جز با اين چيز نمىتوان به آن رسيد اين جزئى از آن خواهد بود، و آن كه در راه حجّ مشغول آب و علف دادن به ناقه است از حجّ اعراض نكرده است، و بايد بدن تو در پيمودن راه خدا مانند ناقهات در طريق حجّ باشد، همانگونه كه در تأمين رفاه ناقهات مقصودى جز اين ندارى كه موجبات هلاكت را از او دور كنى تا تو را به مقصود برساند، همچنين بايد قصد تو از خوردن و آشاميدن حفظ بدنت از گرسنگى و تشنگى مهلك، و از لباس و مسكن صيانت تن از گرما و سرمايى كه نابود كنندهاند باشد. بايد به مقدار ضرورى بسنده كنى و قصد كسب لذّت نداشته باشى بلكه مقصودت به دست آوردن نيرو براى اداى طاعات باشد. در اين صورت اينها ناقض زهد نيست بلكه شرط آن است.
زهد در چيزهايى كه از ضرورتهاى زندگى است
بدان آنچه مردم در آن حرص مىورزند دو نوع است: يكى زيادى و غير ضرورى و ديگرى مهم و ضرورى. غير ضرورى مانند داشتن اسبهاى رهوار كه انسان آنها را براى سوارى فراهم مىكند در حالى كه قادر بر پيادهروى است. مهمّ و ضرورى مانند خوردن و آشاميدن.
ما نمىتوانيم اقسام آنچه را زيادى و غير ضرورى است بر شماريم، زيرا آنها به شماره در نمىآيند، و تنها آنچه مهمّ و ضرور است قابل شمارش و حصر مىباشد. و چون در آنچه ضرورى است از حيث جنس و مقدار و اوقات آن زيادى و غير ضرورى راه مىيابد ناگزير طريق زهد در آنها را شرح مىدهيم.
ضرورات زندگى شش چيز است و عبارتند از: خوراك، لباس، مسكن، اثاث، همسر و مال. و جاه براى همين مقاصد ششگانه خواسته مىشود و از جمله آنهاست. ما معناى جاه و سبب جاهطلبى مردم و كيفيّت دورى جستن از آن را در كتاب ريا از بخش مهلكات ذكر كردهايم، و در اين جا به شرح اين ضروريّات ششگانه بسنده مىكنيم.
مىگويم: پس از اين غزّالى با سخنانى نااستوار و طولانى به شرح يكايك اين ضروريّات ششگانه پرداخته و در اين باره از مرز اعتدال و ميانهروى خارج شده و امر را