راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٢ - زهد در چيزهايى كه از ضرورتهاى زندگى است
چه مقدار جاه و موقعيّت نياز دارد قابل تعيين نيست بويژه هرگاه ترس و بدگمانى به عواقب ضميمه آن شود.
بىشكّ كسى كه طالب جاه و مقام است در طريق هلاكت گام بر مىدارد، و آنچه در خور زاهد است اين است كه به هيچ روى در صدد كسب مقام و موقعيّت در دل مردم برنيايد، چه اشتغال او به امر دين و عبادت منزلتى براى او در دلها فراهم مىكند كه اگر هم ميان كافران به سر برد اذيّت و آزار ديگران از او دور مىشود چه رسد به آن كه ميان مسلمانان باشد.
امّا توهّمات و ارزيابيهايى كه موجب نياز انسان به جاه و موقعيّتى فزونتر از آنچه بدون كسب دارا شده اوهامى است دروغين چه كسى كه در طلب جاه و مقام بر مىآيد نيز در بعضى احوال مصون از اذيّت و آزار نيست، و اين كار را با تحمّل صبر و بردبارى چاره كردن سزاوارتر از علاج آن از طريق تحصيل موقعيّت و مقام است. بنابر اين براى به دست آوردن موقعيّت در دلها به هيچ وجه رخصتى نيست، چه اندك آن انسان را به تحصيل بسيار آن وا مىدارد، و عادت به آن سختتر از عادت به شرابخوارى است، و بايد از كم و زياد آن پرهيز كرد.
امّا مال: و آن ضرورت زندگى است و منظورم اندك آن است. پس اگر انسان كاسب باشد و به اندازه نياز روز خود كسب كرده بايد كاسبى را ترك كند. چنان كه يكى از زاهدان چون به اندازه احتياج خود كسب مىكرد بساط خود را جمع مىكرد و بر مىخاست. اين روش شرط زهد است، و اگر از اين حدّ تجاوز كند و به كسب آنچه بيش از يك سال اوست بپردازد از حدّ همه زاهدان چه قوى و چه ضعيف آنها خارج شده است. اگر صاحب ملكى است و در توكّل از قوّت يقين برخوردار نيست از درآمد آن تنها به اندازه هزينه يك سال خود را نگه دارد تا با اين كار از جرگه زاهدان خارج نشود، به شرط آن كه زياده بر كفاف يك سال را صدقه دهد، در اين صورت او از ضعفاى زاهدان خواهد بود. ليكن اگر توكّل شرط زهد دانسته شود چنان كه اويس قرنى شرط دانسته است او از زاهدان نخواهد بود. مقصود ما از اين كه از حدّ زاهدان خارج شده آن است كه مقامات محمودى كه در آخرت به زاهدان وعده داده شده نصيب او نخواهد شد و گر نه به نسبت آنچه در غير ضرورى زهد ورزيده و به تكثير مال نپرداخته نام زاهد بر او همچنان باقى است.