راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٣ - حقيقت صبر و معناى آن
هنگامى كه دانستن رتبه فرشته هدايت كننده برتر از رتبه فرشته تقويت كننده است، بر تو روشن مىشود كه جانب دست راست كه اشرف دو جنب آدمى است بايد تسليم او باشد و در اين صورت او از اصحاب يمين و ديگرى از اصحاب شمال است.
بايد دانست كه بنده را در غفلت و تفكّر و سستى و مجاهدت دو حالت است: در حال غفلت از فرشتهاى كه صاحب يمين است روى گردانيده و به او بدى كرد و اين اعراض او گناهى است كه نوشته مىشود، و اگر بينديشد روى بدو مىآورد تا از راهنماييهاى او استفاده كند كه در اين صورت به او نيكى كرده و اين رو آوردن وى به او حسنهاى است كه در نامه عملش نوشته مىشود. همچنين اگر سستى ورزد از فرشته سمت چپ روى گردانيده و از او كمك نخواسته، پس نسبت به او بدى كرده اين گناهى است كه نوشته مىشود، و اگر كوشش كند از لشكر او كمك خواسته است و اين عمل او حسنهاى است كه ثبت مىگردد. اين حسنات و سيئات تنها به وسيله اين دو فرشته ثبت مىشوند. به همين سبب كرام كاتبين گفته شدهاند، كرام از آن جهت كه بنده از كرم آنها بهرهمند مىشود بعلاوه همه فرشتگان كريم و نيكوكارند و كرام برره گفته مىشوند. امّا كاتبين بدين سبب است كه حسنات و سيّئات را ثبت مىكنند و آنها را در نامههايى كه در باطن دل پيچيده و از آن پوشيده است مىنويسند. به طورى كه كسى در اين جهان بر آن آگاه نمىشود، زيرا فرشتگان و نوشتن و خطّ و صحايف آنها و آنچه به آنان مربوط مىشود همه از عالم غيب و ملكوت است و از عالم شهود نيست، و هر چيزى كه از عالم ملكوت باشد در اين جهان به چشم ديده نمىشود. اين نامههايى كه در اين عالم پيچيده و پوشيده است دو بار باز مىشود: يك بار در قيامت صغرا و بار ديگر در قيامت كبرا.
مقصودم از قيامت صغرا حالت مرگ است، چه پيامبر خدا (ص) فرموده است: «كسى كه مىميرد قيامتش برپا مىشود»«٢٨» و در اين قيامت است كه بنده تنهاست و به او گفته مىشود. لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ، و در همين جاست كه به او مىگويند:
كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً. امّا در قيامت كبرا همه خلايق را گرد هم آورند و در آن جا آدمى تنها نيست، و بسا در پيش روى خلق به حساب هر يك رسيدگى شود و در اين جاست كه پرهيزگاران به سوى بهشت و گنهكاران به طرف دوزخ دسته دسته نه تك تك روانه مىشوند. نخستين هول و هراسى كه به انسان دست مىدهد هول قيامت
«٢٨» (( الموت )) ابن ابى الدين از حديث انس با سندى ضعيف ، (( المغنى . ))