راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٦ - زهد در چيزهايى كه از ضرورتهاى زندگى است
مىگويد: اى جوياى نيكى بشتاب و اى جوينده بدى باز ايست. و ديگرى مىگويد: بار خدايا! انفاق كننده را عوض ده، و مال بخيل را تلف ده يكى از دو فرشته مغرب مىگويد: براى مردن بزاييد و براى ويرانى بنا كنيد، ديگرى مىگويد: بخوريد و بهرهمند شويد براى حسابى طولانى.
نشانههاى زهد
بدان برخى گمان مىكنند ترك كننده مال زاهد است در حالى كه چنين نيست، چه ترك مال و بدحالى ظاهرى براى كسى كه دوست مىدارد او را به زهد بستايند آسان است، چه بسيار راهبانى كه هر روز با مقدار اندكى از طعام خود را سير مىكنند، و در صومعهاى بى در عمر را مىگذرانند و خوشحالند كه مردم احوال آنها را مىدانند و به آنها نظر دارند و از آنان ستايش مىكنند. از اين رو ترك مال دلالت قطعى بر زهد ندارد، بلكه در زهد ترك مال و جاه هر دو ضرورى است تا زهد از همه تمتّعات نفسانى دنيا كامل شود.
مىگويم: نمونه اين اشخاص برخى از منافقان صحابه و تابعين و متأخّرين از آنها هستند مانند حسن بصرى، سفيان ثورى، ابو حنيفه و بسيارى از كسانى كه غزالى آنها را پيشينيان ناميده و به اقوال و افعال آنها استناد كرده و فريب آنها را خورده است، همانهايى كه براى جاه طلبى و برتريجويى بدحالى و سخت گذرانى را پيشه كردند و خود را بدين گونه به مردم شناساندند تا آنان را بستايند.
غزّالى مىگويد: بنابراين شناخت زهد دشوار است بلكه دانستن آن براى زاهد نيز مشكل مىباشد. و او بايد در باطن خود به سه نشانه اعتماد كند.
اوّل- به آنچه در دست دارد شاد نشود، و به آنچه از دستش رود غمگين نگردد، چنان كه خداوند فرموده است: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ.«٦٧»
دوم- نكوهشگر و ستايشگر در نظر او يكسان باشد، اولى نشانه زهد در مال، و دومى نشانه زهد در جاه است.
سوم- انس او با خدا و شيرينى طاعت او بر دلش غالب باشد، چه دل هيچ گاه از
«٦٧» حديد / ٢٣: تا براى آنچه از شما فوت شده اندوه نخوريد و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد.