راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٧ - قسم اوّل كه در آنها اختيار دارد افعال اوست كه آنها را طاعت يا معصيت گويند و اينها دو نوع است
٣- در اصلاح حال مدارا و تدريج را رعايت كند و يكباره از سويى به دورترين نقطه سوى ديگر نقل مكان ندهد، زيرا طبع از دگرگونى نفرت دارد و جز بتدريج نمىتوان خلق و خوى را تغيير داد. لذا بايد بعضى از خويها را ترك كرد و بعضى را باقى گذاشت تا مايه تسلّى خاطر باشد. سپس هر گاه نفس به آنچه باقى مانده تسلّى يابد ترك برخى ديگر را بايد شروع كرد و تا آن جا كه نفس قناعت مىكند ادامه داد و به همين نحو بايد اندك اندك پيش رفت تا صفاتى كه در او رسوخ يافته ريشه كن شود. پيامبر خدا (ص) به همين تدريج اشاره كرده و فرموده است: «اين دين متين و استوار است پس با مدارا به آن وارد شو و عبادت خدا را بر نفس خويش دشمن مگردان، زيرا كسى كه در راه بماند نه زمينى را پيموده و نه مركوبى باقى گذاشته است«١٠٨» و نيز گفتار آن حضرت كه فرموده است: «در اين دين سختگيرى نكنيد چه هر كس سختگيرى كند مغلوب او مىشود»،«١٠٩» اشاره به همين مطلب است.
اكنون آنچه را درباره صبر در برابر وسوسهها و شهوات و جاه و مقام ذكر كرديم بر آنچه از قوانين طرق مجاهده در كتاب رياضت نفس از بخش مهلكات بيان كردهايم بيفزاى و آنها را دستور خود قرار ده تا داروى صبر را در همه اقسامى كه به تفصيل شرح دادهايم بشناسى، زيرا شرح يكايك موارد به طول مىانجامد و كسى كه تدريج را رعايت كند صبر او را به حالتى مىرساند كه بدون آن صبر دشوار خواهد بود چنان كه صبر با آن دشوار بوده است،
و در نتيجه وضع او معكوس مىشود آنچه محبوب او بوده مبغوض او مىگردد و آنچه مكروه او بوده آشاميدنى گوارايى مىشود كه بر دورى از آن نمىتواند صبر كند، و اين جز با تجربه و چشيدن شناخته نمىشود و نظير آن در عادات وجود دارد و آن اين است كه كودك در آغاز بزور به تعلّم و يادگيرى وادار مىشود، زيرا براى او دشوار است كه از بازى صرفنظر و بر رنج تحصيل علم صبر كند تا آنگاه كه ديده بصيرتش باز شود و با علم انس گيرد. در اين هنگام وضع او دگرگون مىشود و صبر بر حرمان از علم و صبر بر اشتغال به بازى بر او سخت و دشوار مىگردد.
آنچه از يكى از عارفان نقل شده اشاره به همين مطلب است. وى از شبلى درباره صبر پرسيد كه كدام صبر سختتر است، پاسخ داد: صبر در راه خدا. گفت نه، گفت: صبر
«١٠٨» بزار از حديث جاير، (( الجامع الصغير، )) و پيش از اين ذكر شده است ، كافى ٢/٨٧ نظير آن .
«١٠٩» (( السنن الكبرى )) بيهقى ، ٣/١٩، با اختلاف كمى در الفاظ، صحيح بخارى .