راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٠ - معناى بدى عاقبت
خوشحالى و سرورى برخوردار خواهد شد، چه رسد به لطايف اكرام و بدايع انعامى كه استحقاق آنها را دارد.
امّا درجه دوم سوء عاقبت كه پايينتر از درجه نخست است و مقتضاى آن جاودانه ماندن در آتش نيست نيز دو سبب دارد: سبب اوّل كثرت گناهان است هر چند ايمان قوى باشد. سبب دوم ضعف ايمان است اگر چه گناهان كم باشد، زيرا باعث ارتكاب گناه غلبه شهوتها و رسوخ آنها در دل به سبب انس و عادت است، و همه آنچه انسان در طول عمر خود با آن انس داشته به هنگام مرگ به ياد او مىآيد. اگر به طاعات بيشتر رغبت داشته اكثر آنچه به ياد او مىآيد طاعات الهى است و اگر بيشتر ميل او به گناه بوده ياد آنها در زمان مرگ بر دل غلبه خواهد داشت، و بسا كه جان او در حال غلبه شهوتى از شهوتهاى دنيا و ارتكاب گناهى از گناهان گرفته شود و دلش به آن مقيّد گردد و به سبب آن از حقّ تعالى محجوب شود.
اما كسى كه تنها گهگاهى از او گناهى صادر مىشود از اين خطر دورتر است، و آن كه اصلا گناهى را مرتكب نمىشود بكلّى از اين خطر دور و بركنار است، و آن كه گناه بر او غلبه دارد و بر طاعاتش مىچربد و دلش به گناه بيش از طاعت شاد مىشود اين خطر نسبت به او بسيار بزرگ است. اين مطلب با مثالى دانسته مىشود، و آن اين كه بر تو پوشيده نيست انسان بعضى از احوالى را كه در طول عمر خود بر او گذشته است در خواب مىبيند، ليكن تنها آنچه را كه شبيه مشاهدات او در بيدارى است در خواب مشاهده مىكند تا آن حدّ كه نوجوانى كه محتلم مىشود چنانچه در بيدارى مباشرت نكرده باشد نحوه مباشرت را نمىبيند و اگر مدّت درازى به همين حال باقى بماند صورت مباشرت را در خواب نخواهد ديد.
و نيز روشن است كسى كه عمر خود را در فقاهت گذرانده بينش او نسبت به دانش و دانشمندان بيش از بينش كسى است كه عمر خود را در نجّارى بسر برده است. همچنين بينش نجّار نسبت به امورى كه مربوط به اسباب نجّارى است بيش از بينش پزشك و فقيه است. در حال خواب تنها بر انسان چيزى آشكار مىشود كه آن را با دل او به سبب همنشينى زياد يا يكى از اسباب ديگر مناسبتى حاصل شده باشد. مرگ شبيه خواب است، ليكن برتر از آن است، و سكرات مرگ و بيهوشى كه پيش از مرگ عارض مىشود به خواب نزديك است و اين امر مقتضى آن است كه انسان در اين حالت چيزهايى را كه