مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢
«خداى را است نامهاى نيكو؛ او را به آن نامها بخوانيد و اين دليل است بر آنكه اسم جز مسمّا باشد؛ براى اينكه خداى تعالى يكى است و او را نامهاى بسيار است تا ٩٩ و تا ١٠١». {-٢-}
٤. تقسيم اسما
در شأن نزول آيه «وَ لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» وارد شده است كه مشركان از توصيف خدا به رحمان و رحيم در شگفت بودند و تصور مى كردند كه اعتقاد به «اللّه » و در عين حال اعتقاد به «رحمان» و «رحيم»، مايه تعدد خداست و لذا مى گفتند: محمّد صلى الله عليه و آله مردم را به «اللّه » دعوت مى كند، ديگر رحمان و رحيم چيست؟ آنها تصور نمى كردند كه ممكن است خداى واحد داراى صفاتى باشد كه به ذات برگردد، بدون آنكه مستلزم تعدد باشد. قرآن در نقد اين عقيده يادآور مى شود: «وَ لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» ؛ «خدا داراى نامهاى نيكوست». تعدد نامها دليل بر تعدد ذات نيست. شيخ ابوالفتوح پس از نقل اين مطالب با تعبيرهاى مناسب خود به تقسيم اسما برخاسته و آنها را به سه نوع تقسيم كرده است: ١. صفات ذات، مانند عالم و قادر و حىّ؛ ٢. صفاتى كه به اين صفات باز مى گردند، مانند سميع و بصير كه لازمه حىّ بودن است و يا حكيم كه لازمه عالم بودن، و مالك كه از شقوق قدرت است؛ ٣. صفات افعال كه حاكى از فعل خداست، چون: خالق، رازق، منعم، متفضل، محيى و مميت. [٢]
[١] اعراف (٧): آيه ١٨٠.[٢] روض الجنان، ج ٩، ص ٢٥.[٣] روض الجنان، ج ٩، ص ٢٦.