مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٢
عقاب او واجب باشد، در حق او لفظ عفو نيكو نباشد». [١] همو در تفسير آيه ٣٦ سوره بقره: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» گويد: «و به نزديك ما توبه اسقاط عقاب نكند؛ بل خداى تعالى اسقاط كند عقاب را عند توبه به تفضّل. و نزديك معتزله بر خداى واجب بود قبول توبه به معنى اسقاط عقاب». [٢] همچنين در تفسير آيه ٩٦ سوره توبه: «يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ» ، پس از بيان معنى اعتذار و فرق ميان توبه و اعتذار گويد: «و اين مذهب اصحاب وعيد است كه گفتند: قبول توبه بر خداى تعالى واجب است، حملاً على وجوب قبول العذر. جواب گوييم كه تسليم كند كه قبول عذر واجب است و چه طريق است به وجوب آن؟ و در عقل و شرع دليل نيست و چگونه واجب بود و المعاذير اكثرها اكاذيب؟ پس مذهب درست آن است كه خداى تعالى از ما به قبول توبه و عذر متفضّل است». [٣] و نيز در تفسير آيه دهم سوره تحريم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ» گويد: «و اصل تكفير، تغطيه باشد [از غطا، يعنى پوشش]؛ يعنى بيامرزد گناهان را، و بيان كرديم كه تكفير و احباط باطل است و انما گناه، خداى آمرزد عند توبه به فضل منه [نه به استحقاق و اگر نبخشد خلاف عدل نخواهد بود]». [٤]
[١] روح الجنان، ج ٢، ص ٧٨ .[٢] همان، ج ١، ص ١٥٠.[٣] همان، ج ٦، ص ٩١.[٤] همان، ج ١١، ص ٢٠٢؛ ج ١، ص ٢٣٣.