تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٨ - استدلال به وجوه و ادله ديگر براى بطلان بيع فضولى
غصب قرينه است بر عدم رضايت مالك.
انتقاد مرحوم مصنّف به وجه دوّم
مرحوم مصنّف در مقام انتقاد مىفرمايند:
اوّلا: صحبت در خصوص بيع غاصب نيست چ ه آنكه بايع فضولى كه متاع را براى خود مىفروشد گ اهى غاصب بوده و زمانى غير غاصب مىباشد.
ثانيا: قبول داريم كه غصب اماره بر عدم رضايت مالك است ولى اماره براى عدم رضايت به بيع غاصب براى خود نه بطور مطلق چ ه آنكه بسا ديده شده در موردى كه غاصب به توقع و انتظار اجازه مالك متاع را براى خود مىفروشد مالك به چ نين بيعى راضى مىباشد پ س نفس غصب هيچ دلالتى ندارد بر اينكه مالك به اصل بيع راضى نيست بلكه غاصب و غير او از اين نظر با هم مساوى هستند.
ثالثا: پ يشتر گ فته شد منع قبلى مالك اثرى ندارد پ س چ طور آنرا ملاك و مناط فرق بين دو نوع از بيع فضولى قرار دهيم.
ج: و از جمله اين وجوه آنستكه بيعى كه فضولى متاع را در آن براى خود مىفروشد اساسا معاوضه نيست بخلاف غير آن و بيان شرح اين تقرير آنستكه:
بايع فضولى وقتى قصدش اين باشد كه مال ديگرى را براى خود بفروشد در حقيقت قصد معاوضه نكرده زيرا معقول نيست عوض در ملك كسى داخل شود كه معوض از ملك او خارج نشده است پ س معاوضه حقيقى در اين مورد متصور نمىباشد و حقيقت و ماهيت آن عبارتست از اعطاء مبيع و گ رفتن ثمن را براى خود و پ رواضح است كه به اين اعطاء بيع صادق نيست.
جواب از وجه سوّم
مرحوم مصنّف مىفرمايند: