تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٦ - استدلال به وجوه و ادله ديگر براى بطلان بيع فضولى
زيرا اقاله ياد شده باطل بوده و در واقع وى مالك مبيع نشده بلكه مال همچنان به ملك مشترى اوّل باقى است و مالك اوّل به گ مان اينكه پ س از اقاله متاع در ملكش داخل گ شته آنرا براى خود فروخته با اينكه واقع امر چ نين نبوده است لاجرم مكلّف و موظف به ردّ ثمن به مشترى است كه مالك واقعى مبيع محسوب مىشود.
پ س در مورد اين روايت بايع غاصب نبوده ولى بواسطه جهل به مسئله مال ديگرى را براى خود فروخته است.
حكم بيع فضولى در مسئله سوّم
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از نظر ما اقوى آنستكه بيع فضولى در صورت سوّم صحيح است همانطوريكه مشهور فرمودهاند.
دليل بر صحت عبارتست از:
الف: عموماتى كه قبلا ذكر شدند به همان تقريب و بيانى كه گ ذشت.
ب: مفهوم اولويت ادّلهاى كه بر صحت نكاح فضولى دلالت دارند.
ج: اكثر مؤيداتى كه قبلا ذكر شدند.
د: ظهور صحيحه محمد بن قيس گ ذشته.
بايد توجه داشت كه بين اين قسم از بيع فضولى كه بايع فضول متاع را براى خود فروخته با دو قسم گ ذشته كه وى مال را براى مالك مىفروشد هيچ فرقى نبوده مگر وجوه و احتمالاتى كه از ظاهر كلمات جماعتى استفاده شده برخى از آنها اختصاص به بيع غاصب داشته و بعضى ديگر مشترك بين جميع صور مسئله مىباشند و ما ذيلا اين وجوه را مىآوريم:
الف: از جمله اين وجوه آنستكه بگوئيم:
اطلاق دو حديث نبوى گ ذشته يعنى: