تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٧ - فضولى معاطاتى و استدلال بر بطلان او
آنستكه تمليك يا اباحه بواسطه آن انشاء مىشود، بنابراين مىتوان گ فت قبض و اقباض نزد اين حضرات از اسباب فعليه انشاء محسوب مىشوند چ نان چ ه مرحوم شهيد در قواعد به آن تصريح فرموده و خلاصه كلام آنكه معاطات از نظر ايشان عقد فعلى است لذا برخى از حنفيه كه به لزوم معاطات قائلند گ فتهاند:
بيع يا با ايجاب و قبول لفظى منعقد شده و يا با تعاطى (قبض و اقباض).
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
پ س از توجه به موقعيّت انشاء فعلى و غرض از اعتبار قبض و اقباض مىگوئيم:
هيچ مانعى ندارد كه فضولى با اقباض خود معنائى كه قائم بنفسش بوده و عاقد يعنى موجب از لفظ « ملكتك » آن را قصد مىكند را اراده نمايد و به عبارت ديگر:
همان معنائى را كه عاقد در عقد لفظى با انشاء لفظ قصد مىكند فضولى با قبض و اقباض اراده مىنمايد و بينشان هيچ فرقى نيست. بنابراين بين معامله فضولى لفظى و معاطاتى نبايد فرق گ ذارد.
سؤال و اشكال
اگر گ فته شود:
بين ايندو معامله فرقى كه مىباشد آنستكه:
در معامله معاطاتى لازم است كه رضايت مالك با انشاء فعلى مقارن و همزمان باشد بخلاف معامله لفظى و عقدى كه اين مقارنه در آن لازم نمىباشد.
جواب
اين فرق خالى از تحكم نيست زيرا ادلّهاى كه دلالت بر اعتبار رضا و طيب نفس مالك مىكند در هردو به يكسان اين معنا را لازم الاعتبار قرار