تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨ - اشكال باصل عدم اعتبار معاملات صبى
و حاصل كلام آنكه ايندو توجيه هيچ اختصاصى ندارند بفرضى كه از صبى بعنوان آلت استفاده شود يا مورد معامله اشياء حقير و نازل باشند بلكه در مجنون و سكران بلكه بهائم نيز بيان مزبور جارى بوده همانطورى كه مورد معامله اگر اشياء خطير و پ رقيمت باشند نيز بايد بتوان آنها را به تقرير مذكور تصحيح نمود زيرا وقتى فرض نموديم معامله در واقع بين افراد كبار صورت گ رفته و صغير يا مجنون و امثال ايندو بعنوان آلت و وسيله در معامله داخل شدهاند در تمام اين موارد بايد حكم به صحت كرد و وجهى ندارد كه آليّت را اختصاص به صبى داد يا جواز صحت معامله را منحصر نمود به مواردى كه ثمن و مثمن اشياء حقير باشند.
استدراك
بلى، آنان كه براى تصحيح معاملات صبيان و جواز آنها به سيره متمسّك شده بدون اينكه جهت تحت قاعده در آوردن آنها مرتكب تكلّف شده باشند البته ميتوانند اين معاملات را اختصاص دهند به موردى كه متصدّى در آنها اطفال بوده نه مجانين و اشباه آنها كما اينكه تقرير مزبور مختص است به معاملاتى كه عوضين در آنها اشياء محقر و كمبهاء باشد زيرا قدر متيقن از سيره چ نين معاملاتى مىباشند يعنى معاملاتى كه اوّلا مجرى آنها اطفال بوده و ثانيا عوضين محقرات باشند.
شرح مطلوب
قوله: انّ تولى وظيفة الغائب: اضافه كلمه « تولى » به « وظيفه » از قبيل اضافه مصدر به مفعول است و ضمير فاعلى در آن به شخصى كه با طفل معامله مىكند برمىگردد.
قوله: ان كان باذن منه: ضمير در « كان » به « تولى وظيفة الغائب» راجع بوده و در « منه » به غائب راجع است.
قوله: فالمفروض انتفائه: يعنى فالمفروض انتفاء الاذن.