تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
بلكه با رضايت كامل صورت گ رفته است.
پ س بايد بگوئيم:
معيار و ملاك اكراهى بودن فعل آنستكه فاعل بخاطر اكراه و اجبارى كه مقرون با تهديد به ضرر است از استقلال در تصرف ساقط شده بطورى كه بفعل انجام شده و رضايت و طيب خاطر نداشته باشد اگرچه بخاطر حكم عقل بوجوب انجامش مرتكب آن گ رديده تا بدينوسيله دفع ضرر از خويش كرده يا بمنظور ترجيح دادن اقل الضررين به آوردن آن اقدام نموده است ولى اين مقدار موجب حصول طيب نفس بفعل و تحقق رضايت به آن نمىباشد زيرا نفس انسانى فطرتا از فعلى كه ديگرى وى را بر آن وادار كرده و تهديدش نموده كه اگر ترك كند او را به چ يزى كه تحملش مشقّتبار است مبتلا مىنمايد كراهت دارد.
حاصل كلام
و حاصل كلام آنكه اگرچه فاعل بمنظور دفع ضرر مرتكب فعل شده ولى چ ون در انجام آن مستقل بوده بطوريكه لو خلى و طبعه به صدور فعل و تحقق آن رضايت و طيب خاطر دارد اگرچه از باب علاج ضرر و دفع آن باشد ولى معذلك نميتوان وى را مكره و فعلش را فعل اكراهى دانست.
بلى، گ اهى شخص فعل را بخاطر دفع ضررى انجام مىدهد كه غير او را در مقابل ترك تهديد به امرى كرده كه ابتلاء به آن موجب ضرر مىباشد البته در اينجا ميتوان گ فت كه فاعل، طيب خاطر نداشته و به صدور فعل راضى نيست و تشخيص اين گ ونه موارد موكول به وجدان است.
شرح مطلوب
قوله: و بعض المعاصرين: مقصود مرحوم صاحب جواهر مىباشد.
قوله: بنى هذا الفرع: مقصود از « فرع مذكور» همان فرعى است كه مرحوم