تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
علّامه عنوان نموده و فرموده است:
لو اكره على الطّلاق، فطّلق ناويا فالاقرب وقوع الطّلاق.
قوله: بما ذكرنا من متوهم كلامهم: مقصود از معناى متوهّم آنست كه مكره قصد معنا را ندارد.
قوله: فرّد عليهم: ضمير فاعلى در « ردّ » به صاحب جواهر عليه الرحمه راجع بوده و ضمير مجرورى در « عليهم » به جماعت راجع است.
قوله: بعدم ارادتهم لذلك: يعنى ايشان نمىخواهند بفرمايند كه مكره قصد معنا را ندارد.
قوله: اقترانه بتوعد منه: ضمير مجرورى در « اقترانه » به حمل راجع بوده و ضمير در « منه » به غير راجع است.
قوله: او متعلقه: يعنى كسانى كه متعلق بفاعل هستند همچون پ در و مادر و فرزند.
قوله: فظهر من ذلك: مشار اليه « ذلك » مكروه بودن فعل از نظر فاعل و ناپسند بودنش مىباشد يعنى اينكه گ فتيم در تحقق اكراه شرط است انجام فعل از روى عدم طيب و كراهت باشد ... الخ.
قوله: او جلّها ناشئة عن دفع الضرر: و حاصل آنكه صرف انجام فعل بمنظور دفع ضرر موجب آن نيست كه فعل انجام شده را فعل اكراهى بدانيم بلكه ملاك و مناط آنست كه صدورش از روى طيب نفس نباشد.
قوله: يوجب صدق المكره عليه: بلكه در صدق آن علاوه بر اين معنا لازم است فعلى كه از شخص صادر مىشود مقرون به عدم طيب نفس باشد.
قوله: ليس مكرها عليه: اين جمله خبر است براى « البيع الواقع».
متن:
ثم إنه هل يعتبر في موضوع الاكراه، أو حكمه عدم امكان التفصي عن الضرر المتوعد به بما لا يوجب به ضررا آخر كما حكي عن جماعة أم لا؟