تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - اشكال باصل عدم اعتبار معاملات صبى
پ راندن باد تحقّق پ يدا كرده باشد و سپس هردو به تصرف ديگرى در مال او راضى شده باشند و اين معنا را يا باخبار طفل كشف نموده يا با وسيله ديگرى همچون كتابت و نظير آن احراز كنيم همين مقدار كافى است در تحقق معاطات، از اينرو ميتوان گ فت در باب هديه نيز مجرّد وصول آن بدست مُهدىاليه اگرچه رساننده طفل باشد كافى بوده و همين يد طفل و وساطتش كاشف است از رضايت مُهدى به تصرف مُهدىاليه بلكه وسيله است براى تملّك وى.
مناقشه مرحوم مصنّف در بيان مذكور
مرحوم مصنّف ميفرمايند:
بيان مذكور بسيار متين و صحيح مىباشد منتهى صحّت و تماميّت آن موقوف است بر اينكه بمجرد رضايت طرفين حكم معاطات را جارى كرده اگر چ ه انشاء اباحه يا تمليك صورت نگرفته باشد در حاليكه احدى به آن قائل نيست.
سؤال
چ طور ميتوان گ فت انشاء اباحه يا تمليك صورت نگرفته در حاليكه مجرّد دفع ولىّ مال را به طفل نمونهاى از انشاء اباحه يا تمليك مىباشد پ س بايد بپذيريم كه بيان مذكور بملاحظه حصول شرطش نيكو و پ سنديده بوده و هيچ اشكال و مناقشهاى در آن نميتوان نمود.
جواب
كلام مذكور ادّعائى است كه ميتوان آنرا به بيان ذيل دفع نموده و جواب داد، مىگوئيم: انشاء تمليك يا اباحه بايد نسبت به شخص معلوم و معيّن صورت گ يرد تا بعد از آن حكم معاطات جارى شود و در مورد بحث اگر بخواهيم نفس دفع مال بواسطه ولىّ به طفل را انشاء اباحه يا تمليك بدانيم چ ون طرف مقابل