تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤ - دليل بر اشتراط تعيين بايع و مشترى در مورد مذكور
شرح مطلوب
قوله: او الاطلاق المنصرف اليه: كلمه « الاطلاق » معطوف است به « التعيين » بنابراين تقدير عبارت چ نين ميشود:
ففى وجوب التعيين او وجوب الاطلاق ...
و به عبارت ديگر در اين احتمال هركدام از تعيين و اطلاق طرف واجب تخييرى مىباشند.
قوله: او عدمه: يعنى او عدم الوجوب و اين كلمه معطوف است به « وجوب » .
قوله: مطلقا: در مقابل تفصيلى است كه در احتمال سوّم ذكر شده.
قوله: التصريح بالخلاف: مقصود از « خلاف » خلاف مقتضاى معاوضه مىباشد چ ه آنكه اقتضاى معاوضه آن است كه بيع براى مالك مبيع و شراء براى مالك ثمن واقع گ ردد حال اگر عاقد تصريح به خلاف اين معنا نمايد ملتزم به بطلان عقد مىگرديم.
قوله: و عدمه: معطوف است به « التصريح » .
قوله: و اوسطها الوسط: مرحوم شهيدى در حاشيه ميفرمايد:
وجهى براى بين جمع اقوى بودن احتمال اخير و اوسط بودن احتمال دوّم نيافتيم چ ه آنكه اين جمع از قبيل جمع بين نقيضين مىباشد زيرا لازمه قوّت احتمال اخير عدم اوسطيّت احتمال وسط بوده همانطورى كه لازمه اوسطيّت احتمال وسط عدم قوّت احتمال اخير مىباشد.
مؤلّف گ ويد:
اين مناقشه بنظر صحيح و متين مىآيد لذا ما نيز نتوانستيم وجهى براى جمع مذكور بيابيم.
قوله: و اشبهها للاصول الاوّل: مقصود از « اصول » اصالة الفساد و اصالة عدم