تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٥ - استدلال به وجوه و ادله ديگر براى بطلان بيع فضولى
مالك مبيع شد و بيع سابق را كه خودش فضولتا واقع ساخته بود چ ه براى خويش و چ ه براى مالك اجازه داد آيا عقد مجاز صحيح بوده يا صحيح نمىباشد بايد اعتراف كنيم كه اين مسئله هيچ ارتباطى با مسئله مورد بحث ما ندارد زيرا سخن در مورد بحث راجع به اين نكته است كه بعد از اجازه مالك آيا بيع براى او واقع مىشود يا واقع نميشود؟
ولى در مسئله مزبور مورد كلام اين است كه عاقد پ س از مالك شدن آيا بيع برايش واقع مىشود يا واقع نميشود.
كلام مرحوم صاحب رياض و انتقاد مرحوم مصنّف به آن
مرحوم صاحب رياض فرموده:
بيعى را كه فضولى براى خود واقع ساخته باطل است و با اجازه بعدى مالك قابل تصحيح نمىباشد و مرحوم علامه در تذكره بطلان آنرا اتفاقى تلقى كرده و فرموده:
خلافى بين علماء نيست كه اين بيع باطل مىباشد.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از شرح و توضيحى كه داديم معلوم شد كه اين فرموده مرحوم صاحب رياض بىمورد بوده و نميتوان به آن اعتماد نمود مگر آنكه مقصود ايشان نيز همان بيان ما باشد در حاليكه ظاهر كلامش خلاف آن مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: بحسب بناء الطرفين: مقصود از « طرفين » بايع غاصب و مشترى است كه به غاصب بودن وى عالم است.
قوله: مختص بصورة علم المشترى: يعنى علم مشترى به غاصب بودن بايع.