تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣ - كلام در اطراف رفع قلم
سپس مرحوم مصنّف ميفرمايند:
مقصود و منظور از « رفع قلم» رفع قلم مؤاخذهاى است كه بر بالغين وضع شده از اينرو حكم به رفع قلم هيچ منافاتى با ثبوت برخى از عقوبات در حق صبى همچون تعزير ندارد و حاصل كلام آنكه:
مقتضاى آنچه قبلا نقل نموده و گ فتيم در بيع و غير آن از عقود ديگر اجماع و اخبار دلالت بر عدم تاثير عقد صبى دارند بعد از انضمام برخى به بعضى ديگر آنستكه هيچ اعتبارى به افعال صادر از صبى كه در مقتضاى آنها قصد اعتبارگر ديده نمىباشد همچون انشاء عقود اصالتا و وكالتا و قبض و اقباض و هرالتزامى كه صبى بر نفس خود وارد كرده باشد چ ه ضمان و چ ه اقرار بوده و چ ه نذر و ايجار باشد.
مقاله مرحوم علّامه در كتاب تذكره
مرحوم علّامه در كتاب تذكره ميفرمايند:
همانطورى كه تصرّفات لفظيّه طفل صحيح نيست قبض وى را نيز نميتوان صحيح دانست و اثرى بر آن مترتّب كرد و در باب هبه قبض او مفيد حصول ملك نبوده اگرچه ولى او قبول را بعهده گ رفته باشد و نيز قبض طفل براى غير مفيد ملك نبوده اگرچه موهوبله بوى اذن در قبض داده باشد.
فرع
اگر مستحق دين به مديون بگويد:
حقّ من را به فلان طفل بده و مديون آنرا به او تسليم كرد ذمّهاش از دين برى نميشود و مال مقبوض در دست طفل بر ملك مديون باقى ميماند و از طرف ديگر هيچ ضمانى بر طفل نيست يعنى اگر مال در دست وى تلف شد نميتوان وى را مسئول و ضامن دانست زيرا مالك يعنى مديون با تسليم مال به طفل آنرا در