تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - استدلال به وجوه و ادله ديگر براى بطلان بيع فضولى
را مالك مىداند لازمه اين بنا آنستكه بر تملك ثمن نيز بايد بناء گ ذارده و پ س از وقوع بيع خود را بر آن مسلّط ببيند و اساسا معناى اينكه مىگوئيم بايع فضولى متاع ديگرى را براى خود فروخته همين است.
ولى چ ون در واقع متاع ملك ديگرى است بايد بپذيريم هنگامى كه بيع را بوى عرضه كردند و او آنرا اجازه داد عوض يعنى ثمن به وى منتقل مىشود و نيّت و قصدى كه فضولى نسبت به تملك ثمن كرده لغو و بىاثر مىگردد پ س از اين توضيح و شرح اينطور معلوم مىشود كه در مفهوم ايجاب قصد بايع و اينكه بيع براى او است اخذ نشده تا در مورد بحث امر مردد بين دو محذور ياد شده باشد بلكه مفهوم ايجاب عبارت است از صرف تمليك مثمن در مقابل عوض بدون اينكه من يرجع اليه العوض در آن مشخص و معين شده باشد.
بلى من يرجع اليه العوض را بمقتضاى مفهوم معاوضه مىتوان مشخص و معين نمود و گ فت:
وى كسى است كه مثمن را از ملكش خارج شده و آن مالك مىباشد.
شرح مطلوب
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين مقام شرح دو نكته است:
الف: انتقاد و اشكال به كلام مرحوم محقق قمى.
ب: جواب صحيح از وجه چ هارم.
١- نقد مرحوم مصنّف بر كلام محقق قمى (ره)
حاصل اشكالى كه مرحوم مصنّف به كلام محقق قمى (ره) وارد نمودهاند آنستكه:
دو ايراد به فرموده ايشان متوجه است باين شرح:
الف: آنكه لازمه كلام ايشان بلكه طبق اعتراف صريحى كه فرموده