تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٨ - مناقشه مرحوم مصنف در دلالت اخبار بر بطلان بيع فضولى
شخصى مال ديگرى را براى خود و از جانب خويش فروخته سپس به دنبال آن رود كه صاحبش را پ يدا نموده تا متاع را از وى بخرد علامه (ره) فرموده:
شاهد ما بر اين معنا آنستكه پ يامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عبارت مذكور را در جواب حكيم بن حزام ايراد فرمودند وى از آن حضرت پ رسيده بود:
آيا مىتوان مالى را ابتدا فروخت سپس در صدد پ يدا كردن مالكش برآمد و مال را از وى خريد و پ س از آن به مشترى تسليمش كرد؟
حضرت فرمودند: لا تبع ما ليس عندك.
بنابراين به مقتضاى دلالت حديث چ نين بيعى جائز نمىباشد و خلافى از علماء سراغ نداريم و مستند اين حكم دو چ يز است:
الف: نهى مذكور در حديث شريف.
ب: چ نين بيعى، بيع عزرى مىباشد زيرا بسا مالك و صاحب متاع مال را به بايع فضولى نفروشد پ س در هنگامى كه فضولى متاع را به مشترى مىفروشد نمىداند اين بيع بوقوع مىپيوندد يا وقوعش كان لم يكن است.
پ ايان كلام مرحوم علامه
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
معنائى را كه مرحوم علامه عليه الرحمه فرمودند مآل و مرجعش به همان معنائى است كه از دو روايت خالد و يحيى اراده شده و عنقريب در مبحث بيع فضولى لنفسه ذكر خواهد شد.
ناگفته نماند كه مقصود از بطلان چ نين بيعى آنستكه متاع به مجرد انتقالش به بايع فضولى و به صرف اينكه وى آنرا از صاحبش خريد بيع اولى تصحيح نمىشود.
بديهى است كه اين معنا منافات ندارد با صلاحيت داشتن بيع مزبور براى