تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦ - ذكر ادله بر عدم نفوذ افعال صبى و تصرفاتش
بلكه به ملاحظه پ ارهاى از اين اخبار كه در باب قتل مجنون و صبى وارد شدهاند مىتوان حكم را از حديث رفع قلم استظهار نمود يعنى بگوئيم:
اخبار مزبور قرينه هستند بر اينكه مراد از رفع قلم، رفع قلم جعل حكم بوده نه صرفا رفع قلم مؤآخذه و از جمله اين اخبار، روايتى است در قرب الاسناد بسندش از ابى البخترى از مولانا جعفر بن محمّد، از پ در بزرگوارش، از مولانا على بن الحسين عليه السّلام روايت نموده كه امام عليه السّلام فرمودند.
ديوانه سفيه و بىخرد كه اميد بهبودى در او نيست و طفلى كه بالغ نشده عمدشان خطاء بوده و عاقله بايد زر و وبال آنرا متحمل شود زيرا قلم از اين دو مرفوع مىباشد تا آخر حديث.
مرحوم مصنف در ذيل اين حديث ميفرمايند:
ذكر رفع قلم در آخر اين حديث هيچ ارتباطى با صدر آن ندارد مگر آنكه بگوئيم علّت است براى اصل حكم يعنى ثبوت ديه بر عهده عاقله يا آنرا معلول فرض كنيم براى « عمد ايشان خطاء محسوب ميگردد».
يعنى چ ون قصد ايندو از نظر شارع مقدّس و واقع بمنزله عدم و لا قصد مىباشد لاجرم قلم از ايندو رفع شده و بهر صورت گ فته شد كه اين فقره از حديث يعنى « و قد رفع عنهما القلم» ارتباطش با صدر روايت يا بنحو عليّت بوده و يا بطور معلوليّت مىباشد و بعبارت ديگر:
جمله « و قد رفع عنهما القلم» يا علّت است براى حكم مذكور در روايت يعنى عدم مؤاخذه صبى و مجنون و يا نسبت به آن معلول بحساب مىآيد و در توضيح آن مىگوئيم:
جنايتى كه از ايندو صادر ميشود يا عمدى بوده و يا شبه عمد مىباشد. مقتضاى جنايت عمدى قصاص بوده و شبه عمد ثبوت ديه در مال جانى مىباشد و حال آنكه به حكم اين حديث شريف هيچيك از قصاص و ديه در حق مجنون و صبى ثابت نمىباشد زيرا عمد ايندو همچون خطاء اثرى ندارد يا چ ون