تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
انجام آن مكلّف نكردند با اينكه هيچ دليلى هم بر عجز عمّار از توريه وجود ندارد و اين خود نشانه آنستكه در تحقق اكراه عجز از توريه شرط نيست.
سؤال
ممكنست بگوييم:
بر پ يامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنبيه بر توريه و مكلّف نمودن عمار را بر آن واجب نبوده تا ترك آن را بتوان دليل بر مدّعا قرار داد.
جواب
اگرچه قبول داريم تنبيه بر توريه و تكليف نمودن عمار را بر آن در حقّ آن جناب واجب نبوده ولى بدون ترديد امر راجحى بوده خصوصا با ملاحظه شفقّت و لطفى كه حضرتش نسبت به عمار داشته و مىدانستند كه وى از تكلّم به الفاظ كفر بدون توريه كراهت دارد و هيچ دليلى نداريم بر اينكه حضرت چ نين امر راجحى را ترك فرموده باشند مگر آنكه بگوييم:
در تحقق اكراه عجز از توريه شرط نيست.
شرح مطلوب
قوله: و يؤيّده: ضمير منصوبى به « استظهار عدم اعتبار القدرة على التّفصى بغير التورية فى صدق الاكراه» راجع است.
قوله: لانّ المناط: علّت است براى « يؤيّده » .
قوله: حينئذ: يعنى حين الخروج عن اكراه.
قوله: ان يتخلّص عنه بكلام آخر او فعل آخر: اشاره است به تفصى به غير توريه.
قوله: او بهذا الكلام: يعنى بهذا الكلام الذى اكره عليه.