تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٠ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
تحقيق مرحوم مصنّف در معناى لفظ «اكراه»
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
حقيقت و معناى « اكراه » از نظر لغت و عرف عبارتست از وادار نمودن ديگرى را بر امرى كه آنرا ناپسند مىدارد.
البته بايد توجه داشت كه منشاء وقوع فعل اكراهى آنست كه وادار كردن مكره مىبايد مقرون به وعيد و تهديدى باشد كه در صورت ترك و انجام ندادن مكره ظنّ پ يدا كنيم بر ترتب امرى كه نسبت به مكره يا متعلقين وى از حيث نفس يا عرض و يا مال مضرّ باشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از شرح و توضيحى كه براى اكراه ذكر نموديم واضح و روشن شد كه صرف انجام فعل براى دفع ضررى كه در صورت ترك متوجه شخص ميشود فعل اكراهى نبوده بلكه طبق آنچه گ فتيم مىبايد فاعل در انجام فعل كراهت داشته و با طيب خاطر آنرا واقع نسازد و چ طور بتوان صرف انجام فعل بخاطر دفع ضررى كه از وعيد شخص به ديگرى متوجه مىشود را موجب تحقق اكراه دانست و حال آنكه تمام يا نوع افعالى كه از عقلاء صادر مىشوند بمنظور دفع ضرر مىباشند و اين طور نيست كه دفع مطلق ضررى كه ناشى از تهديد شخصى است موجب تحقق اكراه باشد و شاهد ما بر اين ادّعاء آنستكه:
اگر كسى را وادار كنند مالى را بپردازد و پ رداخت آن مال موقوف باشد بر اينكه وى برخى از اموال خود را بفروشد حال اگر وى به بيع مزبور اقدام كند اگرچه اين بيع بمنظور دفع ضررى است كه در صورت نپرداختن آن مال متوجه وى مىگردد فلذا اگر فرض كرديم كه بخاطر قسم يا عهد و يا نذر بيع مال بر وى حرام باشد قطعا در فرض مزبور حرمت مرتفع است ولى در عين حال نميتوان بيع را فعل اكراهى تلقى نمود زيرا انجام بيع مقرون با عدم طيب نفس نمىباشد