تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧ - ذكر ادله بر عدم نفوذ افعال صبى و تصرفاتش
مىگويند صبّى مسلوب العبارة بوده و افعال و تصرّفاتش كان لم يكن مىباشد حتّى با اذن مؤثر نافذ نيست، دليلى كه مثبت آن باشد در دست نيست.
بنابراين اگر طفل در حال قبل از بلوغ معاملهاى را انجام داد هيچ بُعدى ندارد وقتى بالغ شد خطاب اوفوا بالعقود شاملش شده و مكلف به وفاء بعقد مزبور گ ردد باينمعنا كه فعل در حال صباوت و كودكى سبب ميشود براى توجه تكليف به وفاء بعقد در زمان بلوغ.
چ نان چ ه هيچ اشكالى ندارد عقد مزبور را سبب براى وجوب وفاء ولىّ او به عقد قرار دهيم.
و حاصل كلام آنكه اين ادعاء كه صبى افعالش لغو و باطل بوده و نميتوان آنرا منشاء و سبب براى هيچ حكمى قرار داد نه حكم وضعى و نه تكليفى خالى از شاهد و دليل مىباشد.
نقد و تحليل
اگر گ فته شود:
ظاهر حديث رفع قلم اين است كه قلم از غير بالغ برداشته شده بطوريكه در حق او كلّا حكمى جعل نشده نه حكم وضعى و نه حكم تكليفى لاجرم اقوال و افعالش منشاء اثر در خارج نبوده بلكه وجود آنها بمنزله عدمشان مىباشد.
در جواب مىگوئيم: باين تقرير سه اشكال متوجّه است:
الف: مقصود از « قلم » قلم مؤاخذه است يعنى صبى نابالغ در اقوال و افعالش مورد موآخذه قرار نميگيرد و به تعبير روشنتر خداوند متعال او را در قيامت در مقابل اقوال و افعالش عقاب نمىكند و اين مضمون هيچ منافات ندارد با اينكه اقوال و افعالش را صحيح دانسته و مجراى احكام وضعى قرار دهيم مثلا عباداتش را شرعى و صحيح دانسته و معاملاتش را با اذن ولى موجب ترتّب آثار قرار دهيم لذا عقيده ما همچون مشهور از فقهاء اين است كه عبادات صبى شرعى است نه تمرينى محض كه نتوان آنها را محكوم به صحّت و فساد قرار داد.