تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٧ - استدلال به وجوه و ادله ديگر براى بطلان بيع فضولى
ضمير مجرورى در « له » به بايع غاصب عود مىكند.
قوله: لو لم يقبضه الثمن: ضمير فاعلى در « لم يقبضه» به مشترى و ضمير مفعولى به « بايع غاصب» برمىگردد.
قوله: لم يكن للغاصب انتزاعه: يعنى انتزاع الثمن.
قوله: لان الكلام هنا: مشار اليه « هنا » مورد بحث مىباشد.
قوله: و هناك: يعنى موردى كه بايع فضولى پ س از بيع مالك مبيع شود.
قوله: و من هنا يعلم انّ ما ذكره الخ: وجه اشكال و انتقادى كه به كلام مرحوم سيّد در رياض وارد است اينكه:
بيع فضولى را كه مرحوم علامه در تذكره حكم به بطلانش نموده و از آن نفى خلاف كرده عبارتست از بيعى كه فضولى متاع را لنفسه فروخته و پ رواضح است كه اين بيع از حيث اينكه غير مالك متاع ديگرى را براى خود فروخته و ثمن را خود تملك مىكند باطل بوده و اساسا معاوضه تحقق نيافته پ س بيع مزبور از اين حيث باطل بوده و در بطلانش نبايد اختلافى باشد ولى در عين حال منافات ندارد وقتى بيع مزبور به مالك عرضه شد و آن را اجازه داد بگوئيم صحيح است و براى مالك واقع شده و وى صاحب ثمن مىگردد پ س نبايد همچون مرحوم سيّد در رياض بطور مطلق حكم ببطلانش نمود بلكه باطل بودن آن صرفا در وقتى است كه از مالك اجازه صادر نشده باشد.
قوله: الّا ان يريد ما ذكرناه: يعنى مگر مقصود مرحوم سيّد در رياض همان باشد كه ما گ فتيم يعنى وى صورتى را محكوم به بطلان دانسته كه مالك اجازه نداده نه بطور مطلق تا اشكال مذكور به ايشان متوجه گ ردد.
قوله: و هو خلاف ظاهر كلامه: زيرا كلام ايشان مطلق نبوده و حكم ببطلان را مقيد به صورتى كه مالك اجازه نداده است نكرده.
متن:
بقي هنا امران: