تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٦ - اخبار
انّ الضيعة لا يجوز ابتياعها الّا عن مالكها او بامره او رضا منه (ابتياع و خريدن ملك تنها از مالكش جائز بوده يا از غير مالك ولى به امر وى باشد يا اساسا اين فعل با رضايت او صورت گ يرد).
بدون شك و ترديد در بيع فضولى هيچيك از اين سه امر وجود ندارد زيرا فرض اين است كه بدون اطلاع مالك بيع انجام مىگيرد و در هنگام عقد هرسه امر منتفى است.
د: روايت صحيحه از محمد بن مسلم است، در اين روايت از امام عليه السّلام پ رسيده شده:
زمينى است در ابتدا قريه « نيل » ، شخصى آنرا خريده ولى اهالى استان مىگويند اين زمين تعلق به ما دارد؟
حضرت در جواب فرمودند:
آنرا نخر مگر به رضايت اهلش.
مدلول اين حديث نيز نفى جواز بيع فضولى مىباشد.
ه: روايت صحيحهاى است از محمّد بن قاسم بن فضيل، مورد اين روايت شخصى است كه از زنى از بنى عباس برخى از اموال غير منقول و املاكى كه از مصاديق قطائع و اراضى غير قابل فروش محسوب مىشود را خريده و پ يش از آنكه ثمن را به وى دهد قبضى نوشته و در آن اين مضمون را ثبت كرده.
بايع (زن) ثمن را قبض نموده در حاليكه وى ثمن را دريافت نكرده، حال حكم مسئله را از امام عليه السّلام سؤال مىكند كه تكليف چ يست؟
حضرت فرمودند:
به مشترى بگو: شديدا زن را از گ رفتن ثمن باز داشته و مبادا به او مالى اعطاء كند زيرا زن چ يزى را فروخته كه مالك آن نبوده است.
فرموده امام عليه السّلام بخوبى دلالت دارد بر اينكه متصدى بيع وقتى غير مالك بود چ نين بيعى صحيح نمىباشد.