تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
ما بر اين معنا آنستكه:
مىبينم در معاملات آنچه معتبر و شرط است قصدى بوده كه ناشى از طيب نفس باشد و شاهد ما بر اين ادّعا آنستكه حضرات بر اعتبار آن به ادلّه ذيل استدلال فرمودهاند:
الف: لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل الّا ان تكون تجارة عن تراض.
ب: لا يحل مال امرء مسلم الّا عن طيب نفسه.
ج: عموم ادلّهاى كه در صحّت طلاق اراده و قصد را اعتبار نمودهاند.
د: خصوص روايتى كه در باب طلاق شخصى كه همسرش را مداراتا و با تبانى با يكديگر طلاق را واقع ساخته وارد گ رديده و حكم به فساد طلاق مزبور نموده است.
شرح مطلوب
قوله: انّما هو فى الاكراه المسوّغ للمحرمات: حاصل مقصود آنستكه:
اكراهى كه در محرمات موجب جواز ارتكاب آنها بوده و مؤاخذهاى بر انجامشان مترتب نمىباشد مناطش آنستكه اگر ضررى بر ترك حرام بوده بطورى كه دفع آن ضرر موقوف بر انجام فعل باشد غرض مكره (بفتح راء) از ارتكاب تخلّص و رهايى از ضرر مزبور بوده و بخواهد خود را از تهديدى كه مكره (بكسر راء) نموده برحذر دارد مثلا مكره گ فته است:
بايد شراب را بياشامى و الّا دست تو را قطع خواهم نمود.
حال مكره (بفتح راء) چ ون مىداند در صورت عدم شرب خمر به آنچه تهديد شده مبتلاء مىگردد بناچار و براى دفع چ نين ضررى اگر مرتكب شرب خمر شد قطعا معاقب و مؤاخذ نمىباشد زيرا شراب نوشيدنش اختيارى نبوده بلكه اكراهى محسوب مىشود.
قوله: و امّا الاكراه الرافع لاثر المعاملات: مثل اينكه زيد را بر بيع خانهاش مجبور كرده و تهديدش نمايند در صورت اعراض از آن خانه را خراب نموده يا